حسن حسن زاده آملى

223

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

بعينه معقولا بالفعل يلزم أن ينقلب ماهيّة الانسان ماهيّة العقل المفارق » « 1 » . در تعبير صدر المتألّهين « ان ينقلب الماهيّة » بايد دقّت و تأمّل شود تا به سرّ گفتارش رسند . و ديگر اينكه تركيب مادّه و صورت خارجى طبيعى اگرچه به تركيب انضمامى نيست بلكه به تركيب اتّحادى است و لكن اتّحاد نفس با صورت معقوله و مدركه‌اش شديدتر و تمامتر از آن اتّحاد است چه اين مادّه و صورت ، اشرف و الطف و اشد از آن مادّه و صورت طبيعى است . و دانستى كه اين مادّه و صورت به حسب وجود عين يكديگر مىگردند و موجود ناقص ، كامل در وجود مىشود و در حقيقت فوق اتّحاد است كه دوئى نيست مگر در مفهوم . و به عبارت ديگر : تركيب يا انضمامى است چون تركيب معاجين و به لحاظى چون تركيب جواهر و اعراض ، و يا اتّحادى است . و اتّحادى يا مثل اتّحاد هيولى و صورت است ، و يا مثل اتّحاد عاقل و معقول كه اتّحادى اعلى و ارفع از آن دو است و در واقع فوق اتّحاد است و به حسب وجود اتّحاد بين دو چيز نيست بلكه همان اشتداد و ارتقاء وسعهء وجودى است ، اگرچه به حسب مفهوم دوئى متحقّق است ؛ و در انضمامى چون جدار و بياض روى آن مثلا در حقيقت دو جزء از يكديگر جدايند . و تركيب اتّحادى هيولى و صورت اگرچه از انضمامى اشرف است و لكن باز در واقع صورت و مادّه دو چيزند به خصوص بنابر عقيدت آنانى كه قائل به حركت در جوهر نيستند زيرا كه صورت ، وجود رابطى مادّه نيست و مادّه من حيث هى لم تصر صورة بحسب الوجود ، به خلاف عقل هيولانى كه به اشتداد وجودى و استكمال ذاتى عين صورت معقوله مىگردد و به مرتبهء وجودى آن مىرسد ، و لكن تركيب مادّه و صورت را مىتوان تركيب دو امر كه يكى لا متحصّل است نه لا شىء محض ، با ديگرى كه متحصّل است دانست چون تركيب اتّحادى وجود و ماهيّت

--> ( 1 ) - « اسفار » ج 1 ، ص 308 ، فصل 27 ، مرحله دهم .