حسن حسن زاده آملى

171

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

مرحوم آخوند عنوان كرده است چنان كه از تأمّل در عبارت او ظاهر مىشود . امّا آن قسم اتّحادى كه گفتيم به وجهى اعلى و ارفع از اقسام اتّحاد چهارگانهء مذكور است ، و به تقرير آن وعده داده‌ايم اين است كه : دو امر در وجود ، اتّحاد اندكاكى يابند ، به اين معنى كه دو امر در طول هم بوده باشند كه يكى ناقص در وجود است و ديگرى صورت كماليّهء آن ناقص است به حسب وجود ، كه موجودى به واسطهء حركت جوهرى و استكمال وجودى در مسير مراتب استكمالش وجود ناقص آن در مرتبه‌اى ، در وجود كامل آن در مرتبهء ديگر ، مندرج مىشود آن‌چنان اندراجى كه در او مندكّ مىشود و در هرمرتبه نقصى از او رفع مىگردد و كمالى مىيابد و در هر درجه از قّوه به فعل خارج مىگردد ، و در حقيقت از نقص به سوى كمال ارتقاء مىيابد ، مثل اينكه هسته ، نهال مىگردد و نهال ، درخت ، و يا اينكه نطفه ، كودك شود و كودك ، جوان گردد ، و يا نادان ، دانا شود . پس در حقيقت از وجودى به وجودى اعلى و ارفع ارتقاء مىيابد كه ادراك ، تكامل نفس در اطوار علميّه است و افكار علميّه ، صورت روان مىگردد . و دانستى كه وجود اصل در موجوديّت است ، و انسان از نطفه تا به عقل بالفعل و عقل بالمستفاد شدن نحوهء وجود و شخصيّت او باقى است ، و به تبدّل اطوار و نشئات از وجودى به وجودى اعلى و يا به تعبير عارف از مظهرى به مظهرى اوسع انتقال يافت ، و در كمال ثانى اشتداد و استكمال يافت ، چه در كمال اوّل همه انسانند كه شدّت و ضعف در آن راه ندارد . و معلوم است كه اين قسم اتّحاد وراى اقسام اتّحاد چهارگانهء مذكور است ، و وجه سوم اتّحاد كه آخوند فرمود : « و الثالث صيرورة موجود بحيث يصدق - الخ » همين قسم است . و بحث و تحقيق در اتّحاد عاقل به معقول بلكه مدرك به مدرك در همين قسم است ، و سخنان حجّة الحقّ ابو على سينا همه ناظر به سه قسم اوّل است كه در بطلان اتّحاد دو امر از آنها شك‌ّوترديدى نيست ، و دليل او در امتناع اتّحاد آنها تمام است ، چنان كه در صحّت اتّحاد قسم چهارم اعتراض و انكارى