حسن حسن زاده آملى
149
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
بنابراين عالم غايتى دارد كه به تكميل از هيولاى اولى و اتّحاد به صور بسيط و مركّبهء حيوانيّه و انسانيّه و عقليّه به مراتب عاليه و فناى محض مىرسد كه : كلّ شىء هالك إلّا وجهه ، فانّ نهايات الحراك سكون . پس نفس به واسطهء طبيعت داراى جنبهء تجّدد است كه بقاء و ثبات ندارد ، و خود بذاتها جنبهء بقاء است كه : خلقتم للبقاء لا للفناء ، و به عبارة اخرى : نفس به جنبهء حسّى در تبدّل است و به جنبهء عقلى ثابت . در عين حركت طبيعت ، صورت شىء به تجّدد امثال محفوظ است . انسان دائما به حركت جوهرى و تجّدد امثال در ترقّى است ، و از جهت لطافت و رقّت حجاب ، ثابت مىنمايد . حجاب ، همين مظاهر متكثّرهاند كه به يك معنى حجاب ذاتند ، تقّدست أسماؤه . و لطافت و رقّت حجاب به اين معنى است كه صانع واهب الصور به اسم شريف مصّور به حكم كلّ يوم هو فى شأن آن فآن و لحظه فلحظه آن چنان ايجاد امثال مىنمايد كه محجوب را گمان رود ، همان يك صورت پيشينه و ديرينه است . « و من أعجب الأمر أنّه فى الترقّى دائما و لا يشعر بذلك للطافة الحجاب و رقّته و تشابه الصور ، مثل قوله تعالى : و اتوا به متشابها » « 1 » به مثل كسى در كنار نهر آب تندرو عكس خود را در زمان ممتّد ، ثابت و قارّ مىبيند و حال اينكه عكس از انطباع شبح ، يا از انعكاس نور بصر در آب است و آب قرار ندارد و دمبدم عكس جديدى مثل سابق احداث مىشود . هر نفس نو مىشود دنيا و ما * بىخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مىرسد * مستمّرى مىنمايد در جسد آن ز تيزى مستمّر شكل آمده است * چون شرركش تيز جنبانى بدست شاخ آتش را به جنبانى بساز * در نظر آتش نمايد بس دراز اين درازى مدّت از تيزىّ صنع * مىنمايد سرعت انگيزىّ صنع
--> ( 1 ) - « شرح قيصرى » بر « فصوص الحكم » ص 285 ، فصّ شعيبى .