حسن حسن زاده آملى

144

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

درس هشتم [ حركت جوهريه ] در بحث از اتّحاد عاقل به معقول بايد به حركت جوهرى توجّه داشت كه اصلى مهّم در اين امر خطير است زيرا كه ارتقاء نفس ، به حركت استكمالى و اشتداد وجودى او است . و بايد توجه داشت كه جوهر نفس ناطقه اگرچه من حيث هى از عالم ماوراى طبيعت است و در ماوراى طبيعت حركت نيست زيرا كه مادّه و امكان استعدادى ندارد ، و لكن نفس من حيث هى نفس در مرتبت طبيعت است و متن طبيعت و ذات آن در حركت استكمالى و اشتدادى است كه از اين حركت طبيعت ، تعبير به حركت جوهرى مىشود كه اين جوهر با اعراضش يك قافله‌اند و رئيس قافله جوهر است كه طبيعت اين امير و سالار قافلهء سيّال است و ديگر افراد قافله كه در وجود با او متحدند و همه يك وجودند به تبع او در حركت‌اند ، تبعى كه در متن طبيعت جوهر با جوهراند . در بيان آن گوئيم : موجود ممكن اگر قائم بذات خود است يعنى از فروع و شئون موجود ديگر نيست بلكه خود بنفسه استقلال وجودى دارد و در نظام هستى به نفس خود يك مرتبه از نفس الأمر است ، جوهر است مثل عقل و نفس و جسم طبيعى . و اگر قائم بذات خود نيست و به هيچوجه استقلال و انفراد در وجود خارجى ندارد بلكه در وجود خود تابع محض جوهر است عرض است مثل سفيدى و سياهى و