حسن حسن زاده آملى
97
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
اين است : من ملك بودم و فردوس برين جايم بود آدم آورد در اين دير خراب آبادم و در اينجا از زبان بابا افضل رضوان الله تعالى عليه گويمت : اى در طلب آنكه لقا خواهى يافت وقتى دگر از فوق سما خواهى يافت با تست خدا و عرش اعظم دل تست با خود چو نيابيش كجا خواهى يافت چون نظر در حقيقت هستى كردى دانستى كه عالم خلق مبتنى بر حقيقتى قائم بذاته است و جهان هستى واقع محض و عين حقيقت است ، بر عقيدت واهى موهون سوفسطائى منكر واقع كه مى گويد همه خيالات و پندارند ، كريمه و ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت مى خوانى . در اين مقام نقل نكته 617 هزار و يك نكته مناسب مى نمايد : كلامى با شيخ رئيس در برهان صديقان شيخ رئيس ابوعلى سينا و علامه ابن فنارى و صائن الدين على بن تركه و صدرالمتالهين هر يك در اقامه برهان بر مسائل عرفان سهمى بسزا دارد و خوش نقشى را پيش كشيده است . جناب شيخ ، بهجت و سرور را در نمط هشتم و مقامات عارفين را در نمط نهم ، و اسرار آيات را در نمط دهم بر كرسى برهان نشانده است و به نحو أحسن و اعلى از عهده چنين امر خطير بر آمده است . اما در توحيد عارفان كه توحيد صديقين است سخت سست است و راهى را كه پيموده است نادرست است . زيرا كه از راه مفهوم وجود پيش آمده است . صدرالمتالهين در فصل دوم موقف اول الهيات اسفار ( ص 5 ) بر وى همين اعتراض را دارد . و ما در رساله وحدت از ديدگاه عارف