حسن حسن زاده آملى
76
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
ظل و چون ذات احديت نور است كه الله نور السموات والارض و صادر اول فروغى از آن و موجودى پديد آمده از آن و در وجود تابع آن كه چون معلول و مخلوق است ضعف نورى پيدا كرد از آن تعبير بظل فرموده است الم تر ربك كيف مدالظل و اين سايه آن نور يعنى صادر نخستين كه عقل مجرد است قلم است . و چون اين خلق نخستين كه در مرتبه دوم است سايه افكند سايه او لوح شد كه در مرتبه تاليه او است . و تعبير بكليت قلم از اينجهت است كه وجود به حد تعين يافته است چه هر ممكن معجون خاصى است و بارى تعالى وجود خاصى . و از آن قلم بر اين لوح باذن الله اينهمه كثرات پديد آمد هر دم از اين باغ برى ميرسد تازه تر از تازه ترى ميرسد ( نظامى ) پس لوح و قلم دو مرتبه از مراتب محيط نورى غير متناهى وجودند . تبصره : اين فص را بتمامى مرحوم مير در كتاب قبسات ( ص 299 ) آورده است به اين عبارت : قال الشريك فى التعليم فى الفصوص انفذالى الاحدية الخ . و بتوفيق خداوند متعال مباحثى در لوح و قلم و مطالب بيشترى در پيرامون اين فص در فص پنجاه و هشتم عنوان مىشود . أول ما صدر و أول ما خلق تبصره : آنكه در اين فص گفته است « : اظلت الاحدية فكان قلما » بنابر مشرب اهل تحقيق نا تمام مى نمايد زيرا كه نخستين ظل أحديت قلم نيست بلكه صادر نخستين وجود منبسط است كه از آن تعبير به نفس رحمانى و هباء و عماء و تجلى سارى و نور مرشوش ورق منشور و اصل اصول و هيولاى عوالم غير متناهى و ماده تعينات و اسم اعظم