حسن حسن زاده آملى

48

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

فص 10 [ در تنزيه واجب الوجود از داشتن ند و ضد است ] واجب الوجود لذاته لافصل له ولاجنس له فلاحدله فلاندله . واجب الوجود لامقوم له فلاموضوع له فلامشارك له فى الموضوع فلاضدله . ترجمه : واجب الوجود لذاته نه فصل براى اوست و نه جنس براى اوست پس حد براى او نيست پس ند براى او نيست . واجب الوجود مقوم براى او نيست پس موضوع براى او نيست پس مشاركت در موضوع براى او نيست پس ضد براى او نيست . بيان : اين فص در تن‌زيه حق تعالى از ند و ضد داشتن است . در تحرير آن گوييم : حد در اصطلاح منطقى ، مركب از جنس و فصل است . و ند بمعنى مثل و نظير است . و مثلان دو شى متشارك در ماهيت و لوازم ماهيت اند . و چون وجود نه ماهيت نوعيه دارد و نه جنسيه ، متشارك برايش مفروض نميشود پس ند ندارد . برهان الموحدين اميرالمؤمنين على عليه السلام در دعاء يمانى فرمود : و لم تعلم لك مائية فتكون للاشياء المختلفة مجانسا . مقوم در اينجا يعنى آن چيزى كه تحقق و ثبوت شى در خارج به او وابسته است مانند جوهر براى عرض و ماده براى صورت و چون وجود مقوم ندارد پس براى او موضوعى نيست خواه موضوع در مقابل عرض و خواه بمعنى اعم كه محل حال است خواه آن حال عرض باشد و خواه جوهر چون ماده نسبت به صورت . يعنى وجود مانند عرض و