حسن حسن زاده آملى

385

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

و عامه نديدم و ظاهرا اين تعبير را از حاصل مضمون روايات كه در تمثل ملكات نفسانى وارد شده است اتخاذ كرده اند و حقيقت آن تمثل است . در حديث حبه عرنى اميرالمؤمنين عليه السلام به حبه ميفرمايد : لو كشف لك لرأيتهم حلقا حلقا محتبين يتحادثون و حبه گفت فقلت اجسام أم ارواح فقال عليه السلام ارواح ، الحديث و حديث درباب ارواح جنائز كافى در ص 66 و 67 چاپ نامبرده مذكور است . و نيز در اواخر كتاب جنائز كافى از امام صادق عليه السلام است كه ان الارواح فى صفة الاجساد الخ . و در حديث يونس بن ظبيان كه در كافى و تهذيب روايت شده امام صادق فرمود : يا يونس المؤمن اذا قبضه الله تعالى صير روحه فى قالب كقالبه فى الدنيا فياكلون و يشربون فاذا قدم عليه القادم عرفه بتلك الصورة التى كانت فى الدنيا . ميبدى شارح ديوان منسوب به امير عليه السلام در فواتح گويد : كه اين جسد مالى را بدن مكتسب گويند و در بيان اثبات اين جسد مثالى برزخى گويد : ابوجعفر طوسى در تهذيب الاحكام از يونس بن ظبيان نقل كند الخ ( و همه حديث نامبرده را نقل كرده است ) . غرض اين كه چون آن بدن جسم نباشد و ارواح در صفت اجسادى چون قالب دنياوى باشند جسم بودن اعمال قائم به روح معنى ندارد جز اينكه گوييم تمثل را تعبير به تجسم كرده اند و حقيقت تجسم همان تمثل است چنان كه مراد از تجسم اعراض تمثل صفات اعمال است . در كتاب نكاتم چند نكته اى كه خلاصه مباحث فوق را در بر دارد بعنوان فذلكه بحث مياورم : نكته : آنچه در احوال و اطوار سالك كه در خواب و بيدارى عائدش مىشود ميوه هايى است كه از كمون شجره وجودش بروز مىكند .