حسن حسن زاده آملى

381

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

صريح دارند كه تمثل تصور و تبدى و ظهور شى است در موطن ادراك به صورتى مناسب حالات و امور نفسانى و ديگر امور . مثلا چون زن زيباى آراسته موجب اغوا و اضلال مردم بوالهوس مىشود دنيا در تمثل بدان صورت ادراك مىشود نه آنكه در خارج ظرف ادراك زنى صاحب جمال و آراسته به انواع پيرايه ها بوده باشد . همچنانكه در عالم رؤيا تمام وقايع و حالات در صقع نفس اس‌ت نه در خارج آن . ظهور سرور به صورت مثال در حديث نامبرده نيز در صقع نفس آن كسى است كه ادخال سرور در دل مؤمن كرده است نه آنكه در ظرف خارج چيزى چيز ديگر گردد . نمى بينى در حديث تمثل قرآن ، قرآن به صورت جوان نيكو روى بر افروخته رنگ به اهل قرآن گفته أؤول معك حيثما الت . و بخصوص در حديث نخستين كه از كافى در تمثل معاشران آدمى و در ذيل آن كه رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود ليس احد يموت الاتمثلت له عند موته و حديث اميرالمؤمنين در تمثل رسول الله صلى الله عليه و آله و حجج عليهم السلام و همچنين در حديث تمثل مال و ولد و عمل توغل بيشتر بايد كرد تا بدانى كه هيچيك از اين امور در خارج ظرف ادراك نيست . حديث تمثل مال و ولد و عمل ، حديث سى و نهم اربعين علامه شيخ بهائى قدس سره است . مرحوم ابن خاتون عاملى در شرح آن گويد : خلاصه كلام اميرالمؤمنين على عليه السلام آنكه بدرستى كه فرزند آدم را چون برسد روزى كه آخر ايام دنياست و اول ايام آخرت ممثل مىشود يعنى به صورت مثالى در آورده مىشود در نظر او مال او و فرزندان او و عملى كه در ايام زندگانى اقدام از او به آن واقع شده الخ . چه بسيار خوب كلمه مثل در حديث را ترجمه كرده است كه به صورت مثالى در نظر او در آورده مىشود و اين همانست كه گفتيم همه اين امور تمثل در وعاء ادراك است .