حسن حسن زاده آملى

365

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

الملك و الوحى يتأدى الى قواه المدركة من وجهين ، و يعرض للقوى الحسيه شبه الدهش ، و للموحى اليه شبه الغشى ثم يرى . ترجمه : ملائكه را ذاتى حقيقى است ، و بقياس با آدميان ذاتى . أما ذات حقيقى ايشان از عالم امر است و از قوت بشرى روح قدسى ملاقاتشان مىكند . پس چون روح قدسى با ملائكه تخاطب كند حس باطن و ظاهر به بالا كشيده شوند پس صورتى از ملك براى روح قدسى انسانى بحسب احتمالش تمثل يابد كه ملك را بر غير صورتش مى بيند و كلامش را به غير آنچه كه وحى است ميشنود . و وحى ظهور مراد ملك براى روح انسانى بدون واسطه است ، و آن كلام حقيقى است ، زيرا كه مراد از كلام اين است كه آنچه را باطن مخاطب متضمن است در باطن مخاطب صورت يابد تا اين يكى از آن گردد . پس اگر مخاطب از مس باطن مخاطب چون مس خاتم موم را كه موم را مثال خويش گرداند عاجز باشد ، سفيرى ( از قبيل تكلم و كتابت و اشارت ) ميان دو باطن از دو ظاهر گ‌يرد پس تكلم كند يا بكتابت آرد يا اشارت كند . و هرگاه مخاطب روح باشد كه حجابى بين او و بين روح نيست ، چون اطلاع شمس بر آب صافى بر روح اطلاع و از او انتقاش يابد . لكن منتقش در روح از شأن او اين است كه به حس باطن اگر قوى باشد متشبح گردد ( در آيد ) پس در قوت نامبرده منطبع مىشود پس مشاهده مىكند آن را پس موحى اليه به باطن خود بملك متصل ميگردد و وحى او را در باطن خود تلقى مىكند سپس ملك به صورت محسوس و كلام او با صوات مسموعه متمثل گردد ، پس هر يك از ملك و وحى بقواى مدركه موحى اليه از دو وجه متأدى شود ، و مرقوه اى حسى را شبه دهشتى و مر موحى اليه را شبه غشوه اى عارض گردد سپس مى بيند . در حقيقت ملك و تمثل و وحى بيان : اين فص در بيان حقيقت ملك ، و تمثل او براى انسان ، و در