حسن حسن زاده آملى
357
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
تبارك و تعالى واحد لايتجزى ولايقطع عليه العد . مرحوم ملافتح صاحب تفسير منهج ، در كتاب كشف الاحتجاج كه ترجمه فارسى كتاب احتجاج ابومنصور احمد بن على بن ابى طالب طبرسى است در ترجمه عبارت فوق گويد : سائل گفت آيا بصفت اختلاف است يا بصفت ايتلاف ؟ امام عليه السلام فرمود : متصف باختلاف و ايتلاف نتواند بود زيرا كه اختلاف صفت متجزى است و ايتلاف صفت ، متبعض ، پس او را نه مختلف توان گفت و نه مؤتلف . سائل گفت : پس معبود چگونه واحدى تواند بود ؟ امام عليه السلام فرمود او واحد است در حد ذات خود كه او را مشابهتى بوحدت اشياء نيست زيرا كه هر واحد كه غير او است متجزى و معدود است و صانع عالم از آن منزه و مبرا است . از اين گونه لطائف و دقائق در أحدى بودن ذات حق تعالى از اهل بيت طهارت و عصمت در روايات و خطب توحيديه بسيار است و ما بنقل همين چند حديث تبرك جستيم تا خواننده گرامى بداند كه : هر بوى كه از مشك و قرنفل شنوى از دولت آن زلف چو سنبل شنوى گر نغمه بلبل از پى گل شنوى گل گفته بود گرچه ز بلبل شنوى سخن در اين بود كه احديت در نزد حكيم بمعنايى است ، و در نزد عارف به معنايى برتر از آن و حال كه در احديت باصطلاح حكيم اشارتى شد در احديت بمنظر اعلى عارف گوييم كه : از عبارات اساطين فن استفاده مىشود كه احديت را بر دو وجه گفته اند : يكى احديت مطلقه ، و ديگر أحديت در برابر واحديت . و چنين صواب مى بينيم كه طائفه اى از اقوال شان را براى روشن شدن مطلب نقل كنيم : مرحوم صدرالمتالهين در شرح حديث چهارم باب صفات الذات از