حسن حسن زاده آملى

322

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

جذبه جاذب را و سرعت اطاعت باطن مروى را تعديل نكند و بر آن حكومت نكند و از آن كناره گيرد قوه خيال قوى گردد و بر حس مشترك استيلا يابد و انديشه هاى نهفته در حافظه و صور پنهان شده در خزانه خيال را باستعمال و استخدام قوه متصرفه در آينه حس مشترك تمثل دهد و چه بسا كه صورتهايى مهيب بسازد و پيكرهايى سهمگين نمايد و صورتها و صداهايى هولناك پديد آورد كه موجب فرزع و اضطراب و فرار و وحشت و هلاك بيننده آن گردند زيرا كه باشتباه گمان مىكند كه آنها خارج از اويند و از بيرون بوى حمله ميكنند ، بى خبر از اينكه دشمن خوف است كه از ملك شخصى او بر خاسته است و صفها لشكر هولناك در باطنش آراسته است و آنهمه در خود اويند نه خارج او و اين خوف مذموم است كه در برخى از روايات هم بدان مذمت شد . از اين رو ارباب سلوك گفته اند كه : سالك را استادى كارشناس بايد كه طيب را از حيث تميز دهد ، تا در پيش آمد حوادث سلوك ، او را از ورطه برهاند . عارف حافظ گويد : قطع اين مرحله بى همرهى خضر مكن ظلماتست بترس از خطر گمراهى در ديوان اين كمترين آمده است : در ره دوست ندارد خطر گمراهى به حقيقت برو اى دوست كه تا خوددانى هر دو به حق گفته ايم : زيرا آن به لحاظ بدايت است ، و اين ناظر به نهايت فتبصر . و بسا كه اثر تسلط قوى بر باطن كه انصراف از اين نشأه حاصل گردد ، از ملكوت أعلى چيزى بر انسان لائح شود چنان كه در هنگام خواب كه حواس ظاهر از اين نشأه منصرف شدند ، حقائقى از عوالم بالا بر انسان پديد مى آيند و در صورى مشاهده مى شوند كه گاهى نياز