حسن حسن زاده آملى

310

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

ابتداء سير فى الله باشد و سير فى الله عبارت از آنست كه سالك بعد از شناخت خداى چندانى ديگر سير كند كه تمام صفات و اسامى و افعال خداى را دريابد و علم و حكمت خداى را بداند و صفات و اسامى خداى و علم و حكمت خداى بسيار است بلكه نهايت ندارد اگر چه نهايت ندارد تا زنده باشد در اين كار باشد از صفات تو آنچه حص‌ه ما است كمتر از قطره اى ز صد دريا است اين بود سخن اهل عرفان در بيان سلوك . و اهل وحدت مى گويند كه سير الى الله عبارت از آنست كه سالك چندان سير كند كه بيقين بداند كه وجود يكى بيش نيست و آن وجود خدايست تعالى و تقدس و به غير از وجود خداى وجودى ديگر نيست سير الى الله تمام شد اكنون ابتداء سير فى الله است و سير فى الله عبارت از آنست كه سالك بعد از آنكه دانست كه وجود يكى بيش نيست و آن وجود خداى است چندان ديگر سير كند كه تمامت جواهر اشياء را و تمامت حكمتهاى جواهر اشيا را كما هى بداند و ببيند . ( ص 144 مجموعه مطبوع با شرح لمعات جامى ) . با دقت در كلام نسفى معلوم مىشود كه اسفار را به دو قسم دانستن در حقيقت تلخيص اسفار اربعه به دو سفر است و در واقع تنافى بين أقوال نيست . بدانكه بحث اسفار از عارفين بالله است و لب بيان آن و أصل توجيه آن چنانست كه گفته ايم . چون از مقام شامخ عرفان كه معرفة النفس و در حقيقت معرفة الله است تنزل كنيم و بعلم شريف فلسفه بنگريم مى بينيم كه حكماى الهى نيز مباحث عقليه حكمت متعال‌يه را بسبك اسفار اربعه عرفان بر چهار سفر ترتيب داده اند . و ما بيان آن را به ترجمه تقرير عالى مرحوم ميرزا رضاى قمشه اى سابق الذكر مى پردازيم : فلاسفه شامخ و حكماى راسخ در آفاق و انفس نظر مى كنند و