حسن حسن زاده آملى
28
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
و بر اين تحقيق انيق ، جمع بين كثيرى از آراى عرفان و حكمت متعاليه و فلسفه مشاء مىشود كه بسيارى از اختلاف برخيزد ، و ايتلاف بدانها روى آورد . قوله : ليست ماهيته هويته . . . مراد از هويت وجود است كه از هو است كه هستى است ، چنان كه ماهيت از ماهى و ماهو است كه چيستى است . و در عبارت بعد كه گويد فالوجود و الهوية عطف تفسير و غرض بيان مراد هويت است كه همان وجود است چنان كه مراد از حصول نيز وجود ، و از حاصل موجود است . تعبير روايات به مائيت و انيت تبصره : در روايات و عبارات قدماء ، از ماهيت تعبير به مائيت شده است چنان كه اميرالمؤمنين على عليه السلام در دعاى يمانى فرمود : و لم تعلم لك مائية فتكون للاشياء المختلفة مجانسا . قفطى در تاريخ الحكماء در ترجمه سقراط حكيم آورده است كه : قال له رجل ما مائية الرب ؟ فقال القول فيمالا يحاط به جهل . در درس هفتم دروس اتحاد عاقل بمعقول عنوان كرده ايم كه در بسيارى از روايات اهل بيت عصمت عليهم السلام وجود به لفظ انيت ، و ماهيت به مائيت تعبير شده است و رواياتى چند نقل كرده ايم ، اگر خواهى رجوع كن ( ص 135 ط 1 ) . قوله : و لاالهوية داخلة فى ماهية هذه الاشياء . . . از اسلوب كلام عدول كرده است زيرا اقتضاى آن اين است كه گفته شود : ولاالماهية داخلة فى هوية هذه الاشياء كما لايخفى . ولى چون به بيان بطلان هر يكى از اين دو وجه يعنى چه بگوييم ماهيت جزء وجود و چه بالعكس ، بطلان وجه ديگر معلوم مىشود عدول از اسلوب مضر نيست اگر چه خالى از تسامح نيست .