حسن حسن زاده آملى

274

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

عنوان خواهيم كرد . چنان كه در ديگر قواى باطنه . قوه متصرفه چون كارش تركيب و تفصيل صور و معانى است در وسط قرار گرفته تا بهر دو جانب دست داشته باشد و دانستى كه اين قوه را باعتبارى متخيله و باعتبارى مفكره يا متفكره گويند كه باستخدام عقل ويرا مفكره است و باستخدام و هم وى را متخيله و متخيله اگر چه از لفظ خيال مشتق است ولى با قوه خيال خزانه حس مشترك فرق دارد و همين متصرفه چون براى احضار مطالب فراموش شده به كار رود كه در ميان معانى و صور مخزونه جستجو و كاوش كند تا گم شده و فراموش شده را بجويد آن را مذكره يا ذاكره مى نامند . و بدان كه سلطان قوه متصرفه در جزء اول از تجويف اوسط دماغ است و بر همه دماغ سريان دارد . عوض بن نفيس در شرح اسباب گويد : و موضعها ( يعنى المتصرفة ) الدماغ كله لعموم الا أن سلطنتها فى الوسط لتكون قرينة من الصور و المعانى فيمكنها أن تأخذ من كل واحد منها بسهولة و ليكون استخدام الوهم لها ايضا بسهولة . شيخ در اشارات گويد : كأنها قوة ما للوهم و بتوسط الوهم للعقل . يعنى گويا متصرفه قوه اى براى و هم است و بواسطه و هم براى عقل يعنى كه عقل آن را بواسطه و هم به كار ميدارد . و چون در حيوانات صامته عقل نيست قوه متصرفه آنها را فقط متخيله گويند نه مفكره . جناب استاد علامه شعرانى قدس سره الشريف در شرح تجريد آورده است كه : متخيله قوه اى است در نفس انسان كه ميتواند صور و معانى گوناگونى را با يكديگر تركيب كند يا مفاهيم مختلف را كه در يك چيز جمعند از هم جدا سازد و بالجمله قوه اى است متصرف در ادراكات ذهنى و هيچ قوه در افراد انسان آنقدر مختلف نيست كه متخيله است شعراى معروف و نويسندگان بزرگ و مخترعين و خطباى مشهور و دانشمندانى كه در بيان مسائل علمى و استدلال و برهان آوردن غايت مهارت دارند و امثال آنان در قوه متخيله بسيار قوى هستند و آنكه در اين قوه ضعيف است هر چند دانشمند بزرگ