حسن حسن زاده آملى

254

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

فص 45 [ در تعريف سمع و تشريح آلت آنست ] السمع جونة ( جوبة نسخه ) يتموج فيها الهواء المنقلب عن متصاكين على شكله فيسمع . ترجمه : گوش سبد كوچكى است كه هواى منقلب از متصاكين بدان شكل و هيئتى كه از اصطكاكشان پديد آمده است در آن متموج مىشود پس گوش ميشنود . تشريح سمع بيان : جونه بضم جيم و فتح نون سله خرد عطار ( منتهى الارب ) . و سله به معنى سبد است . و در نسخه اى ، جوبه بفتح جيم و فتح باى ابجد است كه به معنى گودال است . و در شرح اسباب نيز چون همين نسخه است يعنى جوبه با جيم و باى ابجد است كه گويد : قوة السمع موضعها العصب المفروش على الصماخ فان ثقب الاذن بعد اعوجاجه يؤدى الى جوبة فيها هواء راكد و سطحها الانسى مفروش بليف العصب الذى فيه قوة السمع . گوش از گوشت خالص ، و كر كرانك كه به عربى غضروف گويند ، و عصب حساس تركيب شده است كه صورت را قبول مىكند و آن را جمع مىكند و در صماخ كه سوراخ گوش است وارد مىكند . هيأت و شكل گوش را به خيمه گوش كه به همين جزؤ ظاهر است ، و به صندوق طبل كه گوش متوسط است و آن جوفى است واسطه