حسن حسن زاده آملى
250
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
و به اين حركتش خيال مىشود كه هيئت آن مخروطى است چنان كه قطره باران در حال نزولش به خط مستقيم خيال ميگردد ، و نقطه اى كه بسرعت دور مىزند خط مستدير مشاهده مى گردد . و بهترين كتابى كه در ابصار بنابر قول رياضيين تأليف شده است كتاب مناظر و مراياى ابن هيثم بصرى مصرى متوفى سنه 430 ه است كه كمال الدين حسن بن على فارسى متوفى 718 ه آن را تنقيح كرده است كه بتنقيح المناظر اشتهار دارد و در حيدر آباد دكن هند بطبع رسيده است . و قول ديگر در ابصار قول طبيعيين است كه قائل بانطباع اند و اين قول مختار ارسطو و اتباع وى و شيخ رئيس است چنان كه از مبحث نفس طبيعيات شفا معلوم است ، و فارابى نيز بر همين عقيدت است و گفتارش در اين فص نيز بر همين مبنى است ، و دانشمندان طبيعى كنونى بر همين عقيدتند . و سخنى كه مطلبى مهم است بعنوان تبصره در پيش است . و قول ديگر مذهب طائفه اى از حكماء است كه گويند : مشفى كه بين بصر و مرئى است بكيفيت شعاع بصر متكيف مىشود و بدين جهت آلت ابصار ميگردد . و قول ديگر مذهب شيخ اشراقى شهاب الدين سهروردى است كه گويد : ابصار نه بانطباع است و نه بخروج شعاع بلكه چون مقابله ، مستنير با باصره وقوع يافت نفس علم اشراقى حضورى بمبصر پيدا مىكند . و قول ديگر كه بقول حاجى صاحب منظومه صدر آراء است ، رأى صاحب اسفار است كه ابصار نه به انطباع است و نه به خروج شعاع ، و نه بدان نحو كه شيخ اشراق گفته است بلكه بالاتر و دقيق تر از آنها است ، به اين بيان : ابصار به انشاء صورت مماثل با مبصر از عالم ملكوت نفسانى است كه آن صورت مبصر مجرد از ماده خارجيه به انشاء نفس است يعنى