حسن حسن زاده آملى
242
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
و آنكه گفت همچنين است گوش . يعنى حال گوش چون بصر است هرگاه به گوش صوت قوى رسد و سپس گوش از آن اعراض كند . حدقه سياهه چشم ، و غريزه كسفينه سرشت ، و طنين آوازه است . در نسخه هاى مطبوع ايران دارد : باشره طنين بقيت مدة ، و مختار ما مطابق مطبوع حيدر آباد است كه در آن نسخه ها متعب به بقيت تحريف شده است . آن كه گفت « : و همچنين است حكم رائحه و طعم » يعنى حكم رائحه با شامه ، و طعم با ذائقه هم اينچنين است كه شامه از مشموم و ذائقه از مذوق متأثر مى شوند ، و اگر محسوس قوى باشد تا مدتى اثر آن يعنى بوى مشموم و طعم مذوق در حاسه باقى است اگر چه محسوس زائل شده باشد و غائب گردد و از محاذات بدر رود . و آنكه گفت « : و اين در لمس ظاهرتر است » يعنى اين مطلب تأثر حاس از كيفيت محسوس و بقاء كيفيت محسوس در حاس در قوه لامسه ظاهرتر است . وجه آن را فاضل شارح شنب غازانى چنين گفته است : اذا لايشترط لبقاء الكيفية الملموسة فى القوة اللامسة أن تكون قوية . يعنى اين مطلب تأثر و بقاء كيفيت در لامسه ظاهرتر است زيرا بقاء كيفيت ملموسه در قوة لامسه مشروط به قوت كيفيت ملموسه نيست . و ميتوان در وجه اظهر بودن اينطور گفت كه : قوه لامسه اقدم از جميع حواس و پيشاپيش همه و طليعه نفس است . و در غير خود حتى در بواقى حواس ساريست و قبل از هر ادراكى در محسوسات او ادراك مىكند و هيچ حيوانى بى حس لامسه نيست و مىشود كه فاقد ديگر حواس باشد از اين روى فرمود كه اين در لمس ظاهرتر است كما قال الشيخ الرئيس : اول الحواس الذى يصير به الحيوان حيوانا هو اللمس فانه كما أن للنبات قوة غاذية يجوز أن يفقد سائر القوى دونها ، كذلك حال