حسن حسن زاده آملى
197
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
و جسمانى آفريده است و تدبير هر يك از آسمانهاى نه گانه را بعقلى گذاشته است و تدبير عالم عناصر را بعقل دهم . و مردم امروز بافلاك نه گانه بدان تفصيل كه قديم مى گفتند اعتقاد ندارند اما نفى و اثبات افلاك موجب شك و ترديد در وجود عقل نيست زيرا كه ما مى گوئيم اين تدبير متقن و نظام محكم با اين مصالح كه در هر موجود به كار رفته است معلوم ميدارد امر جهان بماده بيشعور واگذار نشده است و البته گرداننده جهان شاعر است و متصرف يا خداوند عالم است و بيواسطه مباشر هر كار است يا چون از يكى جز يكى صادر نشود و يا بمصالح ديگر براى هر كار مباشرى عاقل آفريده است و كار را به دو گذاشته كه در زبان شرع آنها را ملائكه و فرشتگان موكل بر موجودات گويند و در زبان أهل حكمت عقل مجرد نامند خواه بفلك معتقد باشيم يا نباشيم . يكى از فلاسفه فرنگستان كتابى نوشته است و فريد وجدى عالم مصرى به عربى ترجمه كرده آن را على اطلال المذهب المادى نام نهاده است رد بر مذهب دهريها است و وجود روح مجرد را براى انسان ثابت كرده است بادله تجربى و در آن كتاب گويد « همه وقايع آينده از پيش معين است چون وقايع آينده معلول گذشته است و هر كس بر علت آگاه گردد از معلول باخبر است و گويى عقلى فوق طبيعت داناى اسرار عالم و ترتيب سلسله علل و معلولات موجود است و روح انسان گاهى بر آن اطلاع مى يابد و ترتب معلولات بر علل سابق بطورى است كه جبر لازم نيايد » انتهى كلام الاستاد فى المقام . ج : ديگر از آن خصال سه گانه اينكه نبى بسبب نفس قدسى كه دارد ملائكه را كه موجودات مجرده عوالم ماوراى طبيعت اند مشاهده مىكند . و از آنان باذن الله وحى ميگيرد و براى تكميل نفوس بشر آنچه را كه خداوند عالم فرموده است به عامه خلق مىرساند . مناسب ميدانم براى بيان نحوه ديدن نبى ملك را و كيفيت اتخاذ وحى از ملك كلام حكيم لاهيجى قدس سره را در خصال ثلاث مختص