حسن حسن زاده آملى

194

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

در خلق طير از طين و نفخ روح در آن باذن الله و هكذا فى غير هما . و معجزه اى كه پندار عوام است مساوق با گزاف است چه آنان ميخواهند اسباب و آلات را عزل كنند ، و همه چيز را بى واسطه اسباب به خداوند نسبت دهند چنان كه مردم طبيعى در مقابل آنان همه چيز را به اسباب نسبت مى دهند . و ميگويند ابر و باران از بخار آب است و نمو درخت از جذب ريشه و برگ و تولد حيوان از حرارت و تأثير رحم و غيره . اما خدا پرستان گويند اين اسباب مسخر پروردگار است و كارهاى جهان هم نسبت باسباب دارد و هم نسبت به مسبب كه بارى تعالى است . چنان كه خود فرمود : اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَيَبْسُطُهُ فِي السَّماءِ كَيْفَ يَشاءُ وَ يَجْعَلُهُ كِسَفاً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ فَإِذا أَصابَ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ( سوره روم آيه 49 ) . و هم فرمود : وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ ( سوره حجر آيه 22 ) . و آيات بسيار ديگر . بلى در عين حال آنكه نظر باسباب دوخته و از مسبب غافل گرديده است نادان است . ديده اى خواهم سبب سوراخ كن تا حجب را بر كند از بيخ و بن ب : و خصلت ديگر اينكه از شدت صقالت و كثرت صفاى جوهر نفسش اتصال بعالم غيب ملكوت و مبادى عاليه پيدا مىكند و خبر از مغيبات ميدهد و معارف حقه را كه آب حيوة نفوس تشنه انسانها است از جانب حق جل و على براى تكميل نفوس و تحصيل آنان است مياورد . جناب استاد علامه شعرانى در كتاب راه سعادت ص 46 ط 1 درباره عقيده فلاسفه در علم غيب فرمايد : « بدانكه فلاسفه اطلاع نبى را بر مغيبات گذشته و آينده انكار