حسن حسن زاده آملى
191
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
بطلان محفوظ است . و گفتيم كه من الكتاب الذى لايبطل بيان ما در عبارت بما فى اللوح المحفوظ است و كتاب بمعنى مكتوب و احتمال اينكه بيان لوح محفوظ باشد سخيف است . و دانستى كه و ذوات الملائكه عطف بر ما در بما فى اللوح المحفوظ است . شارح فاضل شنب غازانى آن را عطف بر مرآة گرفته است ناچار در شرح آن دچار تكلف شده است و گفته است « : و ذوات الملائكة عطف على قوله مرآتها يعنى أن ذوات الملائكة التى كالمرايا لاتحتجب عن نفسها الناطقه المؤيدة » و حال اينكه كلام در اين است كه مرآة روح قدسى نبوت بسبب شدت صقالت و كثرت صفايش از مشاهده ذوات ملائكه به هيچ حجابى محتجب نميگردد نه اينكه ملائكه چون مرايايى اند كه از نفس ناطقه مؤيده نبوت محتجب نميگردند . و بعضى از بزرگان ذوات الملائكه را عطف بر الكتاب گرفته است كه مجرور به من مىباشد و من را بيان لوح محفوظ دانسته است و عبارتش در اين مقام اين است : « و روح مقدس او آينه بى زنگاريست در مقابل نقوش ثابته لوح محفوظ لذا بدون هيچ مانع تمام حقائق آن لوح كه موجودات الواح عالم قدر همه رقائق آن حقائق هستند در آن روح مقدس منتقش مى گردد ، و آن لوح همان كتاب آفرينش خدا است كه از ازل تا ابد بر حرفى بلكه بر نقطه اى از آن خط بطلان كشده نشود . و نفوس فرشتگان كه رسولان الهى و مبلغ حكم خدا بسوى خلائقند حروف عاليات آن كتابند گرچه فهم آن بر اهل بحث و ارباب قابل بسى مشكل و اين بيان بر غير اصحاب وجد و شهود حال شگفت انگيز است كه ملائكه حروف كتاب آفرينش باشند چون فهم كتاب و حروف و كلمه را اصوات خارجه از فم يا نقش حاصل در لوح حسى پنداشته اند در صورتى كه اين پندار عوام است و دانشمندان و صاحب نظران را فوق اين افهام » . آنكه فرمود ملائكه حروف عاليات لوح محفوظند حرفى عالى است و در فص بعدى و ديگر فصوص آتيه بخصوص در فص 57