حسن حسن زاده آملى
173
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
است . در ديوان حقير آمده است : مه و خورشيد و استاره بر اين گردون گردانند به حكم حجت قاطع به راه عاشقى پويا زذره تا مجره از رقيقت تا حقيقت را بيابى را كع و ساجد به حمد و مدح حق گويا دو عالم يك مصلى هست و دائم در صلاتستند همه اشباح در اينجا همه ارواح در آنجا حق سبحانه در قرآن كريم فرموده است : وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ( انبياء 36 ) و نيز فرموده است : وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ ( يوسف 5 ) كه جمع به و او و نون در لغت فصيح عرب براى عقلاء است . و در صحف كريمه متعاليه مبرهن است كه أجرام علوى را نفوس ناطقه است و چون انسان در تشبه به عقول مفارقه در حركت اند . و نيز فرموده است : تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً ( الاسراء 45 ) . و كلمه شى انكر نكرات است كه شامل همه ما سوى الله است و هر تسبيح نمى كند مگر حى ، پس ماسواه همه حى اند . و دانستى كه هر كجا وجود است اسماء سبعه حيوة و علم و اراده و قدرت و سمع و بصر و كلام كه امهات اسماءاند نيز با او هستند كه جميع اسماء و صفات غير متناهى از آن ذات اقدس منفطر و منتشى اند . اصل هر چيز آب حيات است در فص شانزدهم از روضه كافى از امام باقر عليه الصلاة والسلام روايت شده است كه : ولكنه كان اذ لاشى غيره ، و خلق الشى الذى