حسن حسن زاده آملى
122
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
فص 24 [ در تشبه قواى مدركه به مدركاتشان ، و در اتصال بى تكيف و بى قياس نفس به حضرت حق گاه شهود است ] كل مدرك متشبه من جهة ما يدركه تشبه التقبل والاتصال . فالنفس المطمئنة ستخالط معنى من اللذة الخفية على ضرب من الاتصال ، فترى الحق و تبطل عن ذاتها فاذا زال رجعت الى ذاتها و آلت لها أسف . ترجمه : هر مدرك آنچه را ادراك مىكند از جهتى متشبه بدانست تشبهى كه منشأ تقبل مدرك و اتصال بدانست . پس نفس مطمأنه با معنايى كه آن لذت خفى است بر يك نحو اتصال در مى آميزد ، پس حق را مى بيند و از خويشتن باطل مىشود پس چون آن اتصال زائل شد بذات خويش بر مى گردد و به حال نخستينش بازگشت مىكند در حالى كه براى او اندوه است . بيان : عبارت طبع حيدر آباد دكن بدينصورت است : ستحاط معنى . . . . من ذاتها فاذا رجعت الى ذاتها و آلت لها عرفت . و در بعضى نسخ بدينصورت است : . . . و آلت لها أف . تشبه قواى مدركه بمدار كاتشان اين فص شريف كه از غرر فصوص اين كتاب است ، در تشبه قواى مدركه بمدركاتشان و در اتصال بى تكيف و بى قياس نفس مطمأنه به حضرت حق آنگاه كه فانى در شهود آن حسن مطلق است مى باشد . و در حقيقت اين فص متمم مطلب فص قبل است كه چون نفس مطمأنه به رياضت و تصفيه تشبه به حق اول كسب كرده است . در حال عرفان