الشيخ محمد تقي بهجت

171

استفتائات (فارسى)

صورت مواجهه با اين مشكلات ، تنها در صورتى مجاز بدانيم كه وى در اين زمينه داراى تخصّص و تجربه‌ى كافى باشد ، عملًا مسائل درمان با اختلال كامل روبرو خواهد شد زيرا : اولًا هر پزشكى تا رسيدن به اين تخصص و تجربه‌ى كافى بايد همان مراحل اوليّه را طى كند ( كه همان دوران بدون تجربه و تخصّص است ) . ثانياً به علت جمعيّت زياد ، امكانات كم ، فرصت‌هاى ناكافى و ده‌ها علل ديگر ( حد اقلّ در كشور ايران ) نمىتوان انتظار داشت پزشكانى كه از ابتدا كاملًا مسلّط باشند به طبابت بپردازند . 1 ) در مواردى پزشك داروى مؤثّر بر بيمارى يا عوارض خطرناك آن را فراموش نموده و فرصت و امكانات كافى جهت دسترسى به اطلاعات كافى يا پزشك متخصص ديگرى نيز ندارد . 2 ) يا مطمئن است كه داروى خاصى براى بيمارى مفيد است . اما همچنين مطمئن است و يا احتمال مىدهد كه در صورت تجويز آن دارو عوارضى خفيف يا شديدتر از خود بيمارى و حتى مرگ در اثر اين دارو ، گريبان‌گير اين بيمار خواهد شد . ( كه البته 1 و 2 شامل مسائل تشخيصى نيز مىباشد ) . آيا پزشك در اين حالات مىتواند مريض را به حال خود بگذارد و چنين فرض كند كه : گويا پزشكى موجود نبوده است و قضا و قدر الهى هر چه باشد بر او جارى خواهد شد و بدين ترتيب خود را در معرض مؤاخذه مادى و معنوى حاصل از عوارض احتمالى و هزينه‌هاى نابجاى آن قرار ندهد و كار وى را به خدا واگذارد كه يا خود بهبودى نسبى يابد و فرصت تحقيقات بعدى فراهم گردد و يا به تدريج دچار عوارض و مرگ گردد . اصولًا در چنين مواردى كه پزشك نمىداند براى نجات جان يا رفع و تسكين آلام يك بيمار چه كارى انجام دهد وظيفه‌ى او چيست ؟ درمان‌هاى بدون اطمينان و غير قابل اعتماد ( كه ممكن است خود آن‌ها باعث مرگ يا عوارض شديدتر شوند ) يا عدم هر گونه اقدام درمانى ؟ اگر پزشك با اقدام به درمان نامطمئن ،