الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : حقى )

78

سوء استفاده از ايمان به امام مهدى ( ع ) ( فارسى )

مي‌شود درباره اين تفاوت بيشتر توضيح دهيد ؟ چه اشكالي دارد كه من معتقد باشم انقلاب ايران ، همان انقلاب موعود زمينه‌ساز است ، ولي طوري رفتار كنم كه گويا جنبشي طبيعي و عادي است و با صرف نظر از زمينه‌ساز بودنش برخورد كنم ؟ اين نه از نظر منطقي مشكلي دارد ، نه از نظر سياسي . خطر و ضررش وقتي پيش مي‌آيد كه يك مقام مسئول ، بخواهد با هوس و دروغ ، اين باور را به كار ببرد . مثلاًجناب آقاى . . . كه در ايران براي امام مهدي نقشه راه مي‌كشد و وسط بيابان پادگان مي‌سازد . يا ويژگي‌هايي غيبي به خود نسبت مي‌دهد و مي‌گويد هنگامي كه در سازمان ملل متحد صحبت مي‌كرده است ، همه شنوندگان محو او شده اند ، به طوري كه حتي پلك نمي‌زده‌اند ! يا يكي ديگر ، كه به خود نسبتِ ارتباط با امام را مي‌دهد و مي‌گويد جلويش براي امام جا نماز بيندازند تا او پشت سر امام نماز بخواند ! همه اينها يا وهم و خيال است ، يا دروغ . من خود ديدم كه در تالار سازمان ملل ، مردم مي‌آمدند و مي‌رفتند و صحبت مي‌كردند . چنين مسئولي ، مي‌خواهد چيزي را كه ندارد ، يعني بُعدي غيبي را به شخصيت خود بدهد . او حتي اگر بتواند افكار و برنامه‌هاي خود را مطرح كند ، اما براي كشور و اعتقادات مردم كشورش ، خطري محسوب مي‌شود . عملكرد سياسي و اجتماعي ، بايد بر پايه مؤلفه‌هاي طبيعي و مادّي باشد خواهش مي‌كنم به يك قاعده بنيادين توجه كنيد . اين جاست كه سخن اميرالمؤمنين عليه السلام را درمي‌يابيم : « إعمَل لِدُنياكَ كَأنّكَ تَعيشُ أبَداً وَاعمَل لِآخِرَتِكَ كَأنّكَ تَموتُ غَدَا » ، « براي دنيايت ، طوري عمل كن كه گويي قرار است تا ابد زندگي كني ، ولي براي آخرتت طوري عمل كن كه گويي فردا خواهي مُرد . »