الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

65

مناظرات تاريخى امام رضا ( ع ) با پيروان مذاهب و مكاتب ديگر ( فارسى )

صابى كه در استدلال بسيار نيرومند بود و هرگز كسى بر او بر او غلبه نكرده بود ، در برابر امام على بن موسى الرضا عليه السلام تسليم شد ، ديگر كسى از آنان نزديك نيامد و از حضرت چيزى سؤال نكرد . نقل كنندهء اين روايت ، يعنى نوفلى ، مى گويد : مجلس تمام شد و مردم پراكنده شدند و من با جماعتى از دوستان در آن جا بودم . ناگهان محمّد بن جعفر به سراغ من فرستاد . نزد او رفتم ، گفت : اين نوفلى ، ديدى چه شد ؟ به خدا سوگند ، من هرگز گمان نمى كردم على بن موسى عليه السلام در چيزى از اين مسائل وارد باشد و هرگز او را به اين امور نشناخته بودم و نشنيده بودم كه در مدينه از اين مباحث سخن گفته باشد يا علماى كلام نزد او اجتماع كرده باشند ! سپس محمّد بن جفعر افزود : من مى ترسم كه اين مرد ( مأمون ) به او حسد بورزد و او را مسموم سازد يا بلاى ديگرى بر سرش بياورد . به او بگو از اين امور خوددارى كند . نوفلى مى گويد گفتم : او از من نخواهد پذيرفت . و اين مرد ( مأمون ) مى خواست او را امتحان كند تا بداند آيا چيزى از علوم پدرانش نزد او هست يا نه ؟ گفت : به هر حال ، از قول من به ايشان بگو : عمويت از اين ماجرا خشنود نيست و دوست مى دارد و مصلحت مى بيند به دلايلى اين راه ادامه ندهى . نوفلى مى گويد : هنگامى كه در منزل خدمت امام عليه السلام رسيدم ، ماجراى عمويش محمّد بن جعفر را گفتم . امام تبسمى پر معنا