الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

50

مناظرات تاريخى امام رضا ( ع ) با پيروان مذاهب و مكاتب ديگر ( فارسى )

جاثليق كه پاسخى نداشت بدهد ، گفت : سخن ، سخن توست و معبودى جز خداوند يگانه نيست . سپس امام عليه السلام دربارهء كتاب اشعيا از او و از رأس الجالوت سؤال كرد . او گفت : من از آن به خوبى آگاهم . امام فرمود : اين جمله را به خاطر داريد كه اشعيا گفت : من كسى را ديدم كه بر درازگوشى سوار است و لباس هايى از نور بر تن كرده ( اشاره به حضرت مسيح ) و كسى را ديدم كه بر شتر سوار است و نورش مثل نور ماه ( اشاره به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلّم ) ؟ . گفتند : آرى ، اشعيا چنين سخنى را گفته است . امام عليه السلام : افزود : اى نصرانى ! اين سخن مسيح را در انجيل به خاطر دارى كه فرمود من به سوى پروردگار شما و خود مى روم و « فارقليطا » مى آيد و دربارهء من به حق شهادت مىدهد آن گونه كه من دربارهء او شهادت دادم و همه چيز را براى شما تفسير مىكند . « 1 » جاثليق : آن چه از انجيل نقل كردى ، ما به آن معترفيم .

--> ( 1 ) . شهادت به آمدن فارقليطا يا نارقيطا هم اكنون در سه جاى انجيل يوحنا وجود دارد ( باب 14 ، جمل 16 ؛ باب 15 ، جمل 26 ؛ باب 16 ، جمل 7 ) . جالب است كه واژ مزبور ترجم « پيركلتوس » ( به معناى شخص مورد ستايش ، احمد يا محمّد ) مى باشد ، اما مترجمان انجيل براى اين كه مردم متوجه اسلام نشوند ، آن را به « پاراكلتوس » ( روح تسلى دهنده ) تحريف كرده اند ! .