الشيخ المفيد ( مترجم : محلاتى )

70

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى )

ما باشد كرايه آن اندازه راه او را مىپردازيم ، پس گروهى از آنان با آن حضرت به راه افتادند ، و گروهى ديگر از رفتن خوددارى كردند . از آن سو عبد اللَّه بن جعفر ( پسر عموى آن حضرت و شوهر خواهرش زينب عليها السلام ) دو فرزند خود عون و محمد را بنزد حضرت فرستاد و نامهء نيز بوسيلهء آن دو براى او فرستاد كه در آن چنين نوشته بود : اما بعد من ترا به خدا سوگند دهم كه چون نامهء مرا خواندى از اين سفر بازگردى ، زيرا من بر تو ترسناكم از اين راهى كه بر آن ميروى از اينكه هلاكت تو و پريشانى خاندانت در آن باشد ، و اگر امروز تو از ميان به روى روشنائى زمين خاموش خواهد شد ، زيرا تو چراغ فروزان راه يافتگان و آرزو و اميد مؤمنان هستى ، و براهى كه ميروى شتاب مكن تا من بدنبال اين نامه خدمت شما برسم و السلام . عبد اللَّه ( اين نامه را فرستاد و از آن سو ) بنزد عمرو بن سعيد رفته از او درخواست كرد امان نامهء براى حسين عليه السّلام بفرستد و او را آرزومند سازد كه از اين راه باز گردد ، پس عمرو بن سعيد نامهء براى آن حضرت نوشت و در آن نامه او را اميدوار به نيكى و صله كرد و بر جان خويش آسوده خاطر ساخت ، و آن نامه را بوسيلهء برادرش يحيى بن سعيد فرستاد ، پس يحيى و عبد اللَّه بن جعفر به آن حضرت رسيده و پس از آنكه پسران خود را فرستاده بود ( خود نيز آمده ) و نامهء عمرو بن سعيد را به او دادند و در بازگشت آن حضرت كوشش بسيار كردند ، سيد الشهداء عليه السّلام فرمود : همانا من رسول خدا ( ص ) را در خواب ديدم و مرا به آنچه بدنبال آن ميروم دستور فرمود ، آن دو گفتند : آن خواب چه بوده ؟ فرمود : آن را براى