الشيخ المفيد ( مترجم : محلاتى )

7

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى )

ولى ) از هر راهى ميسر بود ( ميخواستند با او بجنگند ) و برخى از آنان مردمانى فتنه جو و طمع كار در غنيمتهاى جنگى بودند ( و ميخواستند از اين آب گل آلود بهرهء مادى ببرند ) و برخى دو دل بودند و عقيده و ايمان محكمى در بارهء آن حضرت عليه السلام نداشتند ، و برخى روى غيرت و عصبيت قومى و پيروى از سران قبائل خود آمده بودند و دين و ايمانى نداشتند ، و ( بهر صورت ) ( حضرت عليه السلام با چنين مردمانى ) به راه افتاد تا بحمام عمر رسيد ، و از آنجا راه دير كعب را پيش گرفته تا بساباط آمد و در كنار پل ساباط فرود آمد و شب را در آنجا بسر برد ، چون بامداد شد خواست اصحاب و همراهان خود را آزمايش كند و مقدار حرف شنوائى و اطاعت آنان را بسنجد تا دوستان خود را از دشمنانش جدا سازد و در هنگام جنگ و برابر شدن با معاويه و مردم شام به كار خود بينا و بصير باشد ، از اين رو دستور فرمود مردم انجمن كنند ، و چون گرد آمدند بر منبر رفته خطبهء خواند و فرمود : سپاس خداى را هر گاه شخص سپاسگزارى ستايش او كند ، و گواهى دهم كه شايستهء پرستشى جز خداى يگانه نيست هر زمان گواهى بر او گواهى دهد ، و گواهى دهم كه محمد ( ص ) بندهء و فرستادهء او است كه او را بر حق فرستاده و امين بر وحى خود ساخته - درود خداوند بر او و آلش باد - به خدا سوگند همانا من اميدوارم كه به حمد اللَّه و منه بامداد كرده باشم در حالى كه خيرخواه‌ترين آفريدگان خداوند براى بندگانش باشم ، و شب را بروز نياورده باشم در حالى كه كينهء از مسلمانى بدل داشته يا ارادهء سوئى و يا نيرنگى در بارهء كسى داشته باشم ، آگاه باشيد همانا آنچه شما را بهمراه بودن و گرد هم آمدن ميبرد اگر چه شما ناخوش داشته باشيد ، برايتان بهتر است از چيزى كه شما را بپراكندگى و جدائى كشاند اگر چه آن را دوست داشته باشيد ، آگاه باشيد كه آنچه من در بارهء شما مىانديشم بهتر است از آنچه شما براى خود مىانديشيد ، پس از دستور من سرباز نزنيد و رأى مرا ( كه