الشيخ المفيد ( مترجم : محلاتى )
32
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى )
كه آن حضرت نزد وليد رفته براى يزيد با وليد بيعت كند ، حسين عليه السّلام فرمود : تا بامداد فردا درنگ كنيد آنگاه شما در اين باره انديشه كنيد و ما هم ميانديشيم ، آن شب را نيز از آن حضرت دست بداشتند و اصرارى نورزيدند [ خروج از مدينه و آمدن به مكه معظمه ] ، پس حضرت در همان شب كه شب يك شنبه بيست و هشتم رجب بود از مدينه بسوى مكه رهسپار شد ، و فرزندان و برادرزادگان و برادرانش نيز با بيشتر خاندانش همراه او بودند جز برادرش محمد بن حنفيه رحمة اللَّه عليه كه چون تصميم آن حضرت را بر بيرون رفتن از مدينه دانست ولى نميدانست بكجا خواهد رفت عرضكرد : اى برادر تو محبوبترين مردمانى در نزد من و دشوارترين ايشانى بر من ( يعنى مصيبتى كه به تو روآور شود از مصيبت هر كس بر من دشوارتر است ) و من نصيحت خود را اندوخته نكردهام براى هيچ كس جز براى تو ، و تو شايستهترى بنصيحت ( و خير خواهى ، اكنون ميگويم ) از بيعت كردن با يزيد بن معاويه و همچنين از شهرها تا آنجا كه ميتوانى دورى كن ، سپس فرستادگان خود را بسوى مردم گسيل دار و آنان را بسوى خويش دعوت كن ، پس اگر مردم گردن نهاده با تو بيعت كردند ، سپاس خداى را بر اين نعمت بجاى آر ، و اگر بر ديگرى جز تو گرد آمدند خداوند بدان وسيله از دين و عقل تو نكاهد و مروت و برترى تو را از ميان نبرد ( يعنى اگر هم دعوتت را نپذيرند زيانى به تو نخواهد رسيد ) ولى من بر تو انديشناك و ترسانم از اينكه بشهرى از اين شهرها درآئى و مردم در بارهء تو دو دسته شوند گروهى بسود تو و گروهى بزيان تو و در ميان ايشان جنگ درگير شود ، در آن هنگام تو نخستين كسى باشى كه هدف نيزهها قرار گيرى ، و آن هنگام است كه بهترين همهء امت از نظر خود و پدر و مادر خونش از همهء آنان ضايعتر و خاندانش از همگان خوارتر گردد ، حسين عليه السلام به او فرمود : اى برادر پس بكجا بروم ؟ عرضكرد : به مكه برو پس اگر در آنجا آسوده خاطر بودى و خانهء اطمينانبخشى براى تو بود