الشيخ المفيد ( مترجم : محلاتى )

28

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى )

بر همگان لازم خواهد بود اگر چه مردم را بواسطهء تقيه بامامت خويش نخواند ، و همچنين بواسطهء صلحى كه ميانهء او و معاويه برقرار بود و بر او لازم بود بدان وفا كند ( اظهار آن ننمود ) و او در اين باره مانند پدرش امير المؤمنين عليه السّلام بود كه با اينكه پس از رسول خدا ( ص ) امامت داشت با اين احوال خاموش نشست ، و به همان راهى رفت كه برادرش حسن عليه السّلام پس از صلح رفته بود و به خود دارى و سكوت گذراند ، و همه ايشان بروش پيغمبر ( ص ) رفتار كردند در آن زمانى كه آن حضرت ( ص ) در شعب ( أبى طالب ) گرفتار بود ( و با اينكه پيغمبر خدا بود از روى ناچارى سه سال در شعب ابى طالب ماند و دم فرو بست ) و همچنين آنگاه كه از مكه بمدينه هجرت فرمود و چند روز در غار پنهان گشت . و چون معاويه بمرد ، و دوران زمان صلحى كه حسين عليه السّلام را از اظهار دعوت و خواندن مردم بسوى خود جلوگيرى ميكرد سپرى شد ، تا آنجا كه امكان داشت امر امامت خويش را آشكار ساخت ، و در هر فرصتى كه پيش مىآمد براى آنان كه داناى به حق او نبودند پرده بر ميداشت ، تا اينكه در ظاهر براى او ياورانى گرد آمدند ، پس آن حضرت مردم را بجهاد دعوت كرده و براى جنگ دامن بكمر زد ، و با فرزندان و خانواده‌اش از حرم خدا و حرم رسول خدا ( ص ) بسوى عراق رهسپار شد تا بكمك شيعيانش كه او را دعوت كرده بودند با دشمن بجنگد ، و پيشاپيش خود پسر عمويش مسلم بن عقيل رضى اللَّه عنه را بدان سو فرستاد ، و او را براى دعوت مردم به خدا و بيعت بر جهاد انتخاب فرمود ، پس مردم كوفه با مسلم بيعت كردند و براى يارى كردن او پيمان بسته و خير خواهيش را به عهده گرفتند و پيمان خود را با او محكم كردند ، سپس زمانى نگذشت كه بيعت او را شكسته دست از يارى او باز داشتند ، و او را بدست دشمن