الشيخ المفيد ( مترجم : محلاتى )

22

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى )

و حسن بن حسن با عمويش حسين عليه السلام در كربلا حاضر گشت ، و چون حسين عليه السلام كشته شد و خاندان او اسير گشتند ( حسن بن حسن نيز در ميان اسيران بود ) و اسماء بن خارجة ( كه از طايفه مادر حسن بن حسن بود ) او را از ميان اسيران بيرون كشيده گفت : به خدا هرگز كسى را نيروئى بر پسر خوله ( كه نام مادر او بود ) نباشد و دسترسى به او پيدا نكند ؟ ! عمر بن سعد گفت : پسر برادر أبى حسان را ( كنيهء اسماء بن خارجة است ) واگذاريد ، و برخى گويند : هنگامى كه اسير شد جراحاتى به او رسيده بود كه از آن بهبودى يافت . و روايت شده كه حسن بن حسن يكى از دو دختر عمويش حسين عليه السلام را براى خويش خواستگارى كرد ، حسين عليه السلام به او فرمود : اى فرزند هر كداميك را بيشتر دوست دارى خود اختيار كن ( تا او را بهمسرى تو درآورم ) حسن حيا كرد و پاسخى نداد ، پس حسين عليه السلام فرمود : من دخترم فاطمه را براى تو اختيار كردم ، زيرا او شباهت بيشترى بمادرم فاطمه دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم دارد . و هنگامى كه حسن بن حسن از دنيا رفت سى و پنج سال داشت ، و برادرش زيد بن حسن زنده بود ولى ببرادر مادرى خود ابراهيم پسر محمد بن طلحة وصيت كرد ، و چون حسن بن حسن از دنيا رفت همسرش فاطمة دختر حسين بن على عليهما السلام خيمهء خويش بر روى قبر او بزد و روزها روزه بود و شبها را بعبادت ميگذرانيد ، و بخاطر جمالى كه داشت او را بحور العين شبيه ميساختند ، پس چون يك سال بر اين منوال گذشت بغلامان خود گفت : چون تاريكى شب فرا رسيد اين خيمه را از اينجا بكنيد ، پس چون