سيد هادى خسرو شاهى
32
ميزگرد تقريب بين مذاهب اسلامى در قاهره - مصر ( فارسى )
آن را آموختهاند تا اينكه استعمار وارد شد و خواست بين مسلمانان تفرقه ايجاد كند و تلاش كرد اختلاف در اين برداشتهاى فكرى را ، اختلاف در اصول عقيده وانمود كند و خلط مبحث شد و اختلاف در اجتهاد مذهبى و دستيابى به حقيقت شرعى ، طبق دليل شرعى ، به اختلاف در زمينه مذاهب اسلامى يا مذاهب كلامى مبدل شد و در اينجا منشأ اختلاف به وجود آمد . پس آنچه اكنون لازم است ، اين است كه دلايلى را كه به اختلاف افكار و برداشتهاى مسلمانان انجاميده و موجب جا افتادن مذاهب فقهى و تبديل آن به چيزى شبيه به مذاهب كلامى شده است ، جستوجو كنيم . پيروان اين مذاهب يعنى عامه مردم نيز دچار اختلاف شدند و اين به عرصه سياسى يا فرهنگى سرايت پيدا كرد و بر كل امت اسلامى تأثير گذارد و استعمارگر با سوء استفاده از موقعيت ، به فكر ايجاد تفرقه افتاد و به همين دليل ، پيامدهاى منفى و زشت جنگ مسلمان با برادر مسلمان را همانگونه كه ميان عراق و ايران اتفاق افتاد و يا ميان عراق و كويت رخ داد ، مشاهده كرديم . محمود مراد : جناب مفتى نكات مهمى را مطرح كردند . آيا مسئله اختلاف بين مذاهب است ، يا مسئله تقريب بين مذاهب ؟ يا مسئله اختلاف يا تقريب ميان افكار است ؟ و آيا بايد اين افكار را روشن كنيم ؟ يا بايد تقارب بين مذاهب را به شيوههاى ديگر روشن سازيم ؟ مسئله چيست ؟ و چرا همواره مسئله اختلاف بين مذاهب در اسلام ميان شيعه و سنى و ميان اين و آن برانگيخته مىشود ؟ چرا موضوع همانند مسألهاى بزرگ به نظر مىرسد كه بر انديشه و اوضاع و اصول مسلمانان تأثير مىگذارد و به گونهاى به تضعيف قدرت مسلمانان در قبال نيروهاى ديگر مىانجامد ؟