هادى الوندى
81
سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى )
محبّت است ؟ » « 1 » را با چشم جان درك و باور مىنمودند . ابومحمّد بصرى از مبارزان برجسته و فعّالان متديّن آن روز عراق ، ضمن گفتوگويى درباره شهيد صدر ، چنين مىگويد : « از همان ديدار اول ، با من خوب برخورد و كاملًا با صراحت صحبت مىكردند ؛ به نظر من اين مسئله مربوط به بُعد عرفانى شهيد صدر و قرب ايشان به خداوند بود . . . دوست مسنّى داشتيم كه خدمت سربازى را ترك كرده بود و به همين دليل دچارمشكلاتى بود . به او گفتيم كه خودش را از خدمت سربازى ترخيص كند ؛ چرا كه در ارتش افرادى بودند كه در مقابل مبالغى ، كار ترخيص از خدمت سربازى را انجام مىدادند . دوست ما تمام اموالش را جمع كرد ، ولى دويست هزار دينار بيشتر نشد ، در حالىكه از او چهارصد هزار دينار خواسته بودند . با مسئول مربوطه صحبت كرديم تا به سيصد هزار دينار راضى شد ، ولى هنوز صد هزار دينار كم داشتيم . دوست ما متحيّر ماند كه بقيهء مبلغ را چگونه فراهم كند و در نهايت هيچ راهى برايش باقى نماند ، جز اينكه به خدمت شهيد صدر برسد و از ايشان كمك بخواهد . او نقل مىكند : به دفتر آقا رفتم و درخواست ملاقات كردم ؛ همين كه خدمت آقا رسيدم ، آقا فرمودند : فرزندم ! نوشتم كه صد هزار دينار به تو بدهند و اگر نزدمان بيش از اين بود ، برايت مىنوشتيم . دوستمان شگفتزده از اينكه سيّد از كجا مطلع شده ، از شهيد صدر بسيار تشكر كرده و از حضورشان مرخص مىشود .
--> ( 1 ) . ر . ك : الروضه من الكافى ، ج 8 ، ص 80 ، ح 35 .