هادى الوندى
62
سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى )
بست ؛ مهمترين آنها ترور عالم و مرجع بزرگ « آيتالله غروى » و قبل از آن « آيتالله بروجردى » بود تا جوّ مساعدى فراهم كند . كاملًا روشن بود كه رژيم تصميم خود را براى ترور سيّد شهيد گرفته است . خبرهاى متعددى از جانب برخى هواداران سيّد در دستگاههاى دولتى مىرسيد كه طرح ترور سيّد كليد خورده است و به زودى تلاشهايى در اين زمينه آغاز مىشود . امّا سيّد شهيد تا آخرين لحظه عقبنشينى نكرد و هيچ ترديد و هراسى به دل راه نداد ، بلكه دامنه رويارويى با رژيم را گستردهتر نمود ، به گونهاى كه در خطبههاى نماز جمعه رسماً آزادى علما و مؤمنانى را كه به وسيله رژيم دستگير شده بودند ، خواستار شد . آخرين سخنان سيّد شهيد كه اندكى پيش از شهادتش درباره اوضاع پيرامون او و خطراتى كه ايشان را تهديد مىكند ، ايراد شده ، به خوبى گوياى اين مطلب است . ايشان مىفرمايد : « من با خطر مواجه هستم ، امّا انشاءالله اين خطر هيچ تأثيرى نخواهد داشت . . . و من به همان شيوه عمل خواهم كرد كه در گذشته عمل مىكردم ، بدون اينكه چيزى به آن بيفزايم يا چيزى از آن بكاهم . نيازى به كاستن از آن نيست . مادامى كه عمل من مورد رضاى خداوند و در جهت منافع عمومى است و در آن امر به معروف و نهى از منكر است ، چرا بترسم ؟ حتى اگر بروم ، رفتن من در راه خدا و براى رضاى خدا خواهد بود كه در حقيقت اوج خواسته من است . . . و چيز بدى نيست . يعنى همانطور كه معصومين ( عليهم السلام ) رفتند و همانطور كه ميثم تمّار و حجربن عدى و سعيد بن جبير و شهيدان كربلا رفتند ، من نيز خواهم رفت . . . آنها در راه خدا عمل