هادى الوندى
57
سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى )
« يكبار پيش سيّد شهيد رفتم و عرض كردم : يك بعثى در منطقه ما هست كه مردم را به ستوه آورده است ! آقا فرمود : آيا همهء منطقه از او شكايت دارند ؟ عرض كردم : بله . فرمود : بكشيدش ! و دستش را روى گردنش گذاشت و گفت : به گردن من ! » « 1 » در شهرك صدر واقع در بغداد ، گروهى از جوانان ، ازجمله حسين السويعدى ، با اجازهء شهيد صدر عليه جيرهخواران و عمّال رژيم عملياتهايى انجام مىدادند . بعد از شهادت السويعدى به دست رژيم بعث ، سيّد شهيد شخصاً وى را غسل داده و بر او نماز گزارد . اين قرائن حكايت از حمايتهاى بىدريغ سيّد از مبارزان داشت . او شخصاً رهبرى جريانهاى مبارز اعمّ از مسلّح و غير مسلح را بهعهده گرفته بود و خود طلايهدار آنها بهشمار مىآمد . تا آنجا كه آرام آرام عرصه بر حكومت جور تنگ شد و رژيم وجود او را خطرى بزرگ احساس كرد و درصدد خلاص شدن از اين مهلكه با از ميان برداشتن سيّد برآمد . همهء اينها در حالى بود كه آن طرف گروهى وى را متّهم به همكارى با رژيم بعث مىكردند ؛ چرا كه او نماز جمعه برپا نموده و از رژيم امتيازاتى گرفته بود تا فرياد خويش را با صداى بلند در فضاى ديكتاتورى و فرعونى آن زمان ، به گوش همگان برساند و موجى از بيدارى ايجاد كند و شايد چون كه او اهل مصلحت انديشىهاى كذايى نبود و شايد . . . . والله العالم .
--> ( 1 ) . ماهنامه الجمعه ، شماره 26 ، شوال - ذىالقعده 1422 ، ص 8 .