هادى الوندى

40

سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى )

با دلم گلزار مى گويد سخن * از زبان يار مى گويد سخن بشنويد اى عاشقان بوى مرا * بويم از اسرار مى گويد سخن بنگريد اى عارفان رنگ مرا * رنگم از انوار مى گويد سخن بوى گل از زلف او دم مى زند * رنگش از رخسار مى گويد سخن گل ز شرم لطف او دارد عرق * خارش از قهار مى گويد سخن با دلى چون غنچه پر خون از غمش * عندليب زار مى گويد سخن گل به رنگ و بو كند تعبير از او * بلبل از منقار مى گويد سخن هر كرابينى به نحوى در لباس * در حق آن يار مى گويد سخن صوفى اندر خلوت از سر دم زند * مست در بازار مى گويد سخن عاشق از يك دم نيايد همدمى * با در و ديوار مى گويد سخن گر زبانش يك نفس دم در كشيد * با دلش دلدار مى گويد سخن از رموز عشق حلاج شهيد * بر سر آن دار مى گويد سخن چون سنائى تن زند از گفت و گو * رومى و عطار مى گويد سخن قاسم انوار گر كم گفت راز * مغربى بسيار مى گويد سخن گر زبان عشق را فهميد كسى * با دلش احجار مى گويد سخن خاك وباد و آب و آتش را ببين * در ثنا هر چار مى گويد سخن بشنو اسرار حقايق از سپهر * ثابت و ستار مى گويد سخن فالق الاصباح مى گويد نهار * ليل از سيار مى گويد سخن دشت مى گويد ز نعم الماهدون * باغ از اشجار مى گويد سخن بحر مى گويد من الماء الحيوه * كوه از صبار مى گويد سخن در مقام شرح انا موسعون * گنبد دوار مى گويد سخن در جواب گفتهء حق الست * بى خود و هشيار مى گويد سخن بى خودم من ديگرى مى گويد اين * گوش كن هشيار مى گويد سخن دانى از گوشى به دست آرى ز غيب * خفته و بيدار مى گويد سخن محرمى گر ( فيض ) يابد در جهان * از خدا بسيار مى گويد سخن ملامحسن فيض كاشانى