محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

71

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

حالىكه در دل به آن يقين داشتند آن‌را از روى ظلم و سركشى انكار كردند . حاصل سخن آنكه هركس در مورد عمل و عقيده‌اى يقين پيدا كرد و سند قطعى بدست آورد نمىتواند بر خلاف آن رفتار كرده و به اصطلاح اجتهاد در مقابل نص كند چون در اين‌صورت بر خلاف گفته خدا و رسولش عمل كرده است . اما دليلى كه مدنظر ماست دليلى است كه بايد صددرصد روشن و قطعى باشد بطوريكه احتمال اشتباه در آن نباشد ، اما اگر دليلى به اين اندازه واضح نباشد و زمينه اجتهاد نيز فراهم باشد در اين صورت اگر انسان اجتهاد كند و به واقع نرسد معذور خواهد بود به شرط اينكه هر زمانى اشتباه و خطايش آشكار شد ، دست از عملش بكشد . اصولا عقل حكم مىكند كسىكه اشتباه كرده و مقصر هم نبوده است مسؤليتى ندارد . - شرع نيز حكم عقل را تأييد مىكند البته نه به اين معنا كه شرع براساس مدارا و تسامح استوار است بلكه تأييد عقل توسط شرع از باب ارشاد به واقع مىباشد - زيرا منش و كردار انسان زمانىكه برگرفته از درونش باشد امرى فطرى است و كسى را ياراى مقابله با آن نيست بلكه اساس و سر منشأ همه تحركات و زندگى ما را تشكيل مىدهد . باتوجه به مباحث بالا مىبينيم سيره عقلا در هر زمان و هر مكان بر اين امر استوار است كه چنانچه شخصى با تحقيق و تفحص در انجام كارى دچار اشتباه شود از او سلب مسئوليت مىكنند و تفاوتى ندارد كه آن شخص فقيه ، پزشك ، مهندس ، و يا بنا و مانند اينها . . . باشد .