محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

354

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

پس از موسى فرزندان او ابراهيم و فرحات به ترتيب به‌جاى پدر نشستند . فرحات داراى دو فرزند به‌نام ربيعه و مقرن شد و از مقرن پسرى به‌نام محمد و از محمد كودكى به اسم سعود متولد شد و اين سعود همان سرسلسله خاندان سعودى است كه برتمام درعيه مسلط شد و آن از چنگ خاندان معمر بيرون آورد و به قول فيليپى مورخ بيش از دو نسل منقضى نشده بود كه همين دورافتادگان از وطن و افراد غريبه ، در اين منطقه رئيس و آقا شدند همان منطقه‌اى كه جد آنها « مانع » را پناه داده بود . شهر درعيه تا زمان تركى از سلاله‌هاى سعودى كه از او سخن به ميان خواهد آمد مركز و پايتخت سعوديها بود اما در زمان تركى رياض به پايتختى برگزيده شد و تاكنون هم ادامه دارد . سعود در سال 1144 هجرى قمرى درگذشت و محمد پسرش به‌جاى او برتخت حكومت نشست ، در زمان او محمد عبد الوهاب با فتنه وهابيگرى ظهور كرد . محمد بن سعود با او همداستان شد و باهم ، پيمان دوستى و همكارى بستند و ابن سعود به كيش وهابيت درآمد و از آن‌زمان وهابيت مذهب رسمى سعوديها بوده و سرسختانه از آن دفاع مىكنند . ما در اين فصل به‌طور اختصار از تك‌تك حكمرانان سعودى كه مذهب وهابيت را مذهب رسمى خود و كشور عربستان قرار داده‌اند و در واقع به كمك آنان اين مسلك اسم و رسمى پيدا كرد - و گرنه در همان سالهاى نخست از ميان رفته بود - سخن به ميان مىآوريم و به شرح حال