محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
348
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
بررسى زندگى پسر عبد الوهاب و مطالعه نوشتههاى او ترديدى در انسان باقى نمىگذارد كه او ابدا به مسئله صلح و امنيت و آبادانى زمين و بر طرف كردن نيازمنديهاى بينوايان توجهى نداشته است و اشارهاى به عدالت اجتماعى اسلام و بهبود اوضاع زندگى نكرده و با اينكه با چشم خود مىديد كه مردم شهرها و روستاها در تنگدستى و فلاكت بهسر مىبرند و فاقد اولين ابزار معيشت و گوسفند و شتر هستند و به ويژه اگر بارانى نمىآمد از گرسنگى مىمردند همه اينها را ناديده مىگرفته و با اينكه در اين منطقه بسيار نفوذ داشت قدم مثبتى برنمىداشت . فيليپى در تاريخ نجد مىنويسد : ابن سعود و وليعهد و جانشين او عبد العزيز هيچ تصميمى نمىگرفتند و هيچ اقدامى نمىكردند مگر اينكه با مشورت و صلاحديد پسر عبد الوهاب انجام مىگرفت « 1 » . ما اگر بىتوجهى شيخ را نسبت به مصالح زندگى مردم و سامان بخشيدن به اوضاع آنانرا مورد توجه قرار دهيم يكى از دو نتيجه را خواهيم گرفت . اولا : خوشبختى يا بدبختى مردم براى او اهميتى نداشته است . ثانيا : او از روح اسلام و عوامل ترقى و پيشرفت و كارهاى خوب بىاطلاع بوده است . كسانىكه از روح تعاليم اسلامى خبر دارند خوب مىدانند كه نزديكترين مردم به خدا و با اخلاصترين آنان از نظر عبادت و يگانهپرستى ، كسانى هستند كه بيشترين خدمت را به همنوعان خود
--> ( 1 ) . رجوع كنيد به تأريخ نجد عبد اللّه فيليپى : 45 ، چاپ المكتبة الأهلية بيروت .