محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

332

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

صاحب تاريخ الوسى مىنويسد : پدر محمد از فرزند خويش رضايت نداشت و تا مادامىكه زنده بود ، او را از افكار و عقايد انحرافىاش بازمىداشت اما پس از درگذشت او مردم شهر حريمله تصميم گرفتند او را بكشند كه محمد بن عبد الوهاب فرار را برقرار ترجيح داده و به شهر عينيه زادگاه خود رفت . حكمران شهر عينيه در اين هنگام عثمان بن معمر بود محمد با او پيمان دوستى بست و هر دو نسبت به همديگر سوگند وفادارى ياد كردند و طرفين متعهد شدند : كه محمد در نشر دعوت و تبليغ مذهب خود آزادى كامل داشته باشد و در مقابل ، پايه‌هاى حكومت عثمان را برتمام سرزمين نجد كه در آن روزگار به شش يا هفت منطقه حكومتى از جمله عينيه تقسيم مىشد ، استوار كند . عثمان بن معمر براى اين‌كه روابط خود را با محمد بن عبد الوهاب استحكام بيشترى ببخشد دختر خود جوهره را نيز به عقد ازدواج او درآورد در مقابل محمد بن عبد الوهاب گفت : « انى لامل ان يهبك اللّه نجدا

--> - نگاه كنيد به الدرر السنية زينى دحلان : 1 / 42 ، كشف الارتياب آقاى محسن الأمين : 14 ، زعماء الإصلاح احمد امين : 10 ، الفجر الصادق صدقى زهاوى : 17 چاپ مصر ، سال 1323 ه ، فتنة الوهابية زينى دحلان : 6 ، التوسل بالنبى و بالصالحين : 1 ، چاپ استانبول سال 1984 م ، آراء علماء السّنّة فى الوهابية نوشته آقاى مرتضى رضوى : 10 ، الحصون المنيعة آقاى محسن الأمين : 31 .