محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

316

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

اولا : حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرستاده و رسول خدا است ، بنابراين ممكن نيست انسانى اگرچه كه داراى مراتب بالاى علمى هم باشد به چنين امر مهمى اقدام كند و جرأت ادعاى آن‌را داشته باشد چه رسد به شخصى كه خواندن و نوشتن هم بلد نيست و اگر فردى پيدا شود كه داراى جرأت و جسارت چنين كارى باشد و در اين زمينه ادعايى كند محال است به نتيجه‌اى برسد و نام نيكى از خود بجا گزارد . يك رسالت جهانى و كاملى كه بتواند تمام جوامع بشرى را رهبرى كند جز توسط كسىكه به تمام رموز آگاهى دارد و با تأييد خداوند قادر و خبير كه برنامه را او با علم بيكرانش و با درنظر گرفتن نيازمنديهاى مادى و معنوى بشر در طول قرنها طرح نموده است امكان تحقق ندارد لذا پيامبر اسلام شريعت خود را به خداوند آفريدگار عالميان و داناى به هر چيز ، نسبت مىدهد نه به شخصيت و عقل و نبوغ خويش . او با كمال صراحت به تمام جهانيان اعلام كرد كه او نيز بشرى مانند آنان است و در برابر حكم الهى خاضع و تسليم است و برنامه‌اى را كه براى مردم آورده در درجه اول خود به آن عامل است . او مطابق تعليمات قرآن مىگفت كه من مالك نفع و ضرر خود نيستم جز اينكه خدا به من وحى كرده و مرا فرستاده خود قرار داده است و هرگاه او اراده كند فرشته وحى بر من نازل مىشود . ثانيا : عامل دوم كه دليل همه جانبه و جهانى بودن رسالت حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است عبارت از اين است كه او خاتم انبياء و پايان‌دهنده فرستادگان خدا است يعنى دين اسلام آخرين مرحله كمال را پيموده است