محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

310

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

گمان مىكنم در تاريخ اسلام مردمى به قساوت و خشونت و تعصب و جمود وهابيها وجود نداشته و نخواهد داشت و هيچ گروهى مانند اينها متهم به سطحىنگرى و بىفكرى نشده است . در اينجا مىخواهم نمونه‌اى را نقل كنم كه در واقع مفسر و شارح همه افكار و عقايد پوسيده وهابيها از جمود فكرى گرفته تا دروى آنان از روح اسلام و حقيقت دين ، است . معتقدند : « براى انسان جايز است صدها بلكه هزارها غلام و كنيز داشته باشد اما حق ندارد به آنها لفظ غلام من ، و كنيز من خطاب كند چون آن با توحيدى كه قدرت دارد تمام گناهان را اگرچه به مقدار امواج آبهاى درياها باشد ، منافات دارد اما برده‌دارى چون مانند گفتن الفاظ هذا عبدى و هذه امتى ، شرك نيست پس اشكال ندارد . » « 1 » آنان‌كه به معرفت واقعى دست پيدا كرده‌اند به‌خوبى مىدانند كه با فضيلت‌ترين عبادات ، اعمالى است كه انسان براى خدمت به مردم و اصلاح وضع مسلمانان و براى تقرب به خدا انجام دهد بدون آن‌كه از ديگرى انتظار پاداش داشته باشد و هزاران درود بر روان پاك امام موسى الكاظم عليه السّلام باد كه فرمود : « ان للّه عرشا لا يسكن تحت ظله الا من اسدى

--> ( 1 ) . مراجعه كنيد به رسالة التوحيد ، رساله هذه أربع قواعد ، رساله كشف الشبهات محمد عبد الوهاب ، كتاب فتح المجيد نوه محمد عبد الوهاب ، و تطهير الاعتقاد من أدران الإلحاد صنعانى كه از معتبرترين و محكم‌ترين كتب فرقه وهابيت است ، و ديگر كتب و رساله‌هاى معتبر آنها .