محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

295

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - صحيح ابن حبّان : 14 / 545 ح 6583 ، و سنن البيهقى الكبرى : 8 / 135 . قصه اين است : در سال هفتم هجرت ، سران يهود به مدينه آمدند و نزد لبيد بن أعصم كه جادوگر بود ، رفتند و به او گفتند : اى ابا أعصم ! تو از ما ساحرترى . ما محمد را سحر كرديم ولى فايده‌اى نداشت ، ما دستمزد و پاداشى براى تو تعيين مىكنيم تا او را به نحوى جادو كنى كه از بين برود . آنها 3 دينار براى دستمزد او قرار دادند . او هم پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را به وسيله شانه‌اش و چند تار مويش سحر كرد ، اينها را غلامى يهودى كه گاهى به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم خدمت مىكرد ، به ابن اعصم داد . ابن اعصم در زه كمانى ، يازده گره ايجاد كرد و در هريك ، سوزنهايى فرو برد كه آن‌را در چاه ذروان پنهان كردند . از آن‌زمان ، پيامبر به مدت يك‌سال وضع مزاجش دگرگون شد ، برخى هم مىگويند : 6 ماه و بعضى ديگر : 40 روز . وقتى حال پيامبر وخيم شد ، جبرئيل نازل شد و او را از ماجرا باخبر كرد ، پيامبر هم على عليه السّلام را فرستاد تا آن‌را بيرون آورد ، هرگاه گرهى را از آن مىگشودند ، پيامبر احساس سبكى مىكرد تا اينكه هنگام بازشدن آخرين گره ، برخاست . گويى از قيد و بند آزاد شده بود . آب آن چاه تغيير يافته و شبيه حناى خيس خورده شده بود . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم لبيد را احضار كرد و او عذرخواهى نمود و اعتراف كرد كه دينارهايى كه يهوديان براى دستمزد او و در قبال جادويش تعيين كرده بودند ، او را به اين‌كار وادار كرد . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم هم او را بخشيد . سحر ، در عقل و خرد پيامبر تأثيرى نداشت و فقط در برخى اعضاى ايشان تأثير گذاشته بود . بررسى وضعيت ستارگان براى حكم دادن به وسيله آن ، پيشگويى ، سحر و جادو ، ردزنى و شعبده‌بازى ، از جمله گناهان محسوب مىشود . در المرتضوى آمده است كه : بهاى مردار ، سگ و شراب ، پولى كه به فاحشه مىدهند ، رشوه در داورى ، و اجرت پيشگو ، جزء اموال حرام به‌شمار مىآيد . نگاه كنيد به الكافى : 5 / 126 ح 2 ، مجمع الزوائد : 4 / 87 ، السنن الكبرى : 3 / 112 ح 4684 ، المعجم الكبير : 7 / 161 ، مستدرك الوسائل : 13 / 89 ح 1 ، الخصال : 329 ح 25 ، وسائل -