محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
245
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
مسئله جبر و اختيار از مسائل مهم علم كلام است به اعتقاد وهابيها نيكى و بدى هر دو از خدا است و اين اصل از اصول اسلام است . اصول دين اسلام از ديدگاه وهابيت شش اصل است : 1 و 2 . اقرار به شهادتين « لا إله الا اللّه و محمد رسول اللّه » ؛ 3 . برپا داشتن نماز ؛ 4 . پرداخت زكات ؛ 5 . بجا آوردن مناسك حج بركسىكه مستطيع « 1 » باشد ؛ 6 . اعتقاد به قدر و اينكه كارهاى نيك و بد همه از خدا است . پس به اعتقاد وهابيت بشر مجبور است نه مختار . « 2 »
--> ( 1 ) . صحيح بخارى : 1 / 7 و : 5 / 157 ، صحيح مسلم : 1 / 34 ، مسند احمد : 2 / 26 ، سنن ترمذى : 4 / 119 ح 2736 ، سنن نسايى : 8 / 108 ، تفسير قرطبى : 6 / 63 ، المصنّف عبد الرزاق : 3 / 125 ح 5011 ، شعب الايمان : 3 / 185 ح 3291 ، تحفة الأحوذى : 3 / 195 و : 7 / 256 . ( 2 ) . بنا به اعتقاد جبرگرايان اگر انسان موجودى مختار نباشد ، پاداش و كيفر باطل مىشود ، تا جايىكه انسان ، درست مثل پرى در مسير وزش باد است و اعمالش همچون ميوههاى روى درختان است . وعده پاداش طاعت و كيفر معصيت ، ساقط مىشود و از بين مىرود . زيرا وعده و وعيد ، فرع بر ثواب و عقاب است . خداوند سبحان به علت اينكه بندگان توانا و مختارند به آنها امر مىكند كه كارهايى انجام دهند . ولى اگر مجبور بودند ، آنها را به انجام هيچ كارى مكلف نمىكرد . چگونه چنين كارى مىكرد در حالى كه مىفرمايد : « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ ؛ بقره : 286 » : خداوند هيچكس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند . آنچه [ از خوبى ] بهدست آورده بهسود او ، و آنچه [ از بدى ] بهدست آورده به زيان اوست . نگاه كنيد به نهج البلاغه ، نامه 76 . و با اخطار ، آنانرا از غضب و كيفر خود نهى كرده است . بديهى است كه انذار تنها با وجود قدرت و اختيار معنا دارد و خداوند انسان را به انجام كارهاى راحت و ساده مكلف كرد و -