محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
240
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
ثانيا : وهابىها كه به قبول ظواهر آيات تن داده و از تأويل و تفسير فرار مىكنند دچار محظورات و مشكلات بزرگترى شدهاند به زعم آنها خدا مطابق ظواهر آيات داراى دست ، چشم و گوش و غيره است و براى فرار از تشبيه گفتند كه اعضاى خدا مانند اعضاى بشر نيست در صورتىكه بسيار روشن است كه اگر ما به ظواهر الفاظ اكتفا كنيم و آنها را تأويل و تفسير نكنيم همهاش ظهور در جسمانيت دارد چون دست ، چشم و گوش به حسب ظاهر هرچه باشد بالاخره ماده و جسم است و چون به جسم بودن خدا معتقد نيستند در بنبست قرار مىگيرند و به اصطلاح از قطره فرار كرده گرفتار باران مىشوند . به عبارت ديگر اگر اين الفاظ را به ظاهر خود باقى بگذارند و تأويل ننمايند محظور جسمانيت خدا پيش مىآيد كه به آن معتقد نيستند و اگر دست از ظواهر الفاظ بكشند به تأويل و توجيه آيات كه عقيده ندارند گرفتار مىشوند و اگر راه سومى انتخاب كنند و بگويند اين الفاظ داراى معانى مجهولى مىباشند كه شنوندگان از آنها بىاطلاعند به تكلف و زحمت بزرگترى دچار مىگردند . از جمله اشتباهاتى كه در اثر تعصب بر ظواهر الفاظ و بىاطلاعى از اسلوب مجاز و نكات ادبى ديگر ، رخ داده آن است كه يكى از مستشرقين در معناى كلمه لباس در آيه « هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ » يعنى زنان به منزله جامه تن شما و مردان به منزله جامه تن زنانند . دچار اشتباه شده است به طورىكه او لباس را به كت معنا كرده است !