محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

217

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

عُجابٌ » « 1 » يعنى : چگونه عوض چند خدا ما به يك خدا معتقد شويم اين چيز شگفت‌آورى است . پس در معناى شرك طبق آيات قرآن اعتقاد به حرز ، بازوبند ، تعويذ ، شگون ، فال بد زدن و همچنين زيارت قبور ، نماز در كنار آنها ، تعمير مقابر ، قسم خوردن به‌نام غير خدا و ديگر امورى كه وهابيها به واسطه اعتقاد به آنها مسلمانان را تكفير مىكنند لحاظ نشده است . و اگر فرضا اين كارها حرام باشد ، همگى موضوعات فرعى است و ربطى به توحيد و اصول اعتقادى ندارند و انجام دادن آنها سبب كفر و ارتداد نمىشود و چنانچه اين قبيل كارها باعث كفر شود در روى زمين حتى يك مسلمان هم وجود نخواهد داشت . اكنون از وهابيها مىپرسيم شما كه مىگوييد : تعمير قبور ، تبرك جستن و طواف اطراف قبور ، نماز خواندن در كنار آنها اگرچه براى خدا باشد شرك و كفر است بلكه فراتر از اين ، كسانى را هم كه از روى احتياط و تقوى از تكفير مردمى كه طبق عقايد شما كافر هستند خوددارى نمايند ، مشرك مىدانيد و در تخريب قبور ، هيچ قبرى حتى قبر پيامبر را هم استثنا نكرديد ؟ پس چرا قبور ائمه بقيع را ويران كرديد ولى قبر پيامبر را باقى گذاشتيد آيا در ميانه راه اصلاحات توقف كرديد ؟ ! عبد الرحمن نوه محمد بن عبد الوهاب در فتح المجيد مىگويد : « ان عكوف الناس على قبور الانبياء اعظم و اتخاذها مساجد

--> ( 1 ) . سوره ص : 5 .