محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
198
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
--> - « آ » شفاعت گروهى كه سزاوار آتشاند و بعد مورد شفاعت قرار مىگيرند تا وارد آن نشوند كه تاكنون به حديثى در اين مورد دست نيافتهايم و بيشتر احاديث تصريح مىكنند كه شفاعت خاص موحدينى است كه مرتكب گناه كبيره شدهاند و فقط پس از ورود به آتش ، مورد شفاعت قرار مىگيرند و من گفتهاى مبنى بر اينكه آنان قبل از ورود به آتش مورد شفاعت قرار گيرند و ديگر وارد آتش نشوند ، نيافتهام . « ب » شفاعت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم از گروهى از مؤمنين ، براى افزايش ثواب و علو درجات كه گاهى در اين مورد به دعاى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در حق ابو سلمه استدلال مىكنند . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : خدايا ابو سلمه را ببخش و بيامرز و مقامش را در ميان هدايتشدگان عالى بگردان . گروهى از محققان مىگويند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم هنگامىكه از مرگ ابو طالب باخبر شد به شدت ناراحت شد و بسيار اندوهگين گشت سپس به امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اى على برو و كارهايش را انجام بده و به من هم خبر بده . هنگاميكه او را بر روى تابوت بلند كرد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم جلوى تابوت را گرفت و دلش به درد آمد و اندوهگين گشت . و فرمود : اى عمو ! رحمت بر تو و پاداش نيكو نصيبت باد ، مرا در حالى كه كودكى كم سن و سال بودم پرورش دادى و سرپرستى و حمايت كردى و در بزرگسالى ياريم نمودى ، سپس رو به مردم كرد و گفت : سوگند به خدا ، چنان شفاعتى از عمويم مىكنم كه اهل ثقلين از آن متعجب شوند . نويسنده تذكرة الخواص ، بيهقى در دلائل النبوة ، و ابن سعد در طبقاته الكبرى ، و ابن عساكر در أسنى المطالب ، و ابن ابى الحديد در النهج : 14 / 77 ، و الحجة على الذاهب لتكفير ابى طالب : 298 ، و السيرة الحلبية : 3 / 637 ، و الاصابة : 4 / 116 اين سخن پيامبر را با همين الفاظ و يا همين مضمون ذكر كردهاند . از اين حديث دو نتيجه بهدست مىآيد : 1 - پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم از بين فرزندان ابو طالب كه در مكه حاضر بودند على عليه السّلام را مأمور غسل دادن و كفن كردن او نمود ، غير از على عليه السّلام ، مسلم و مؤمن هم حضور داشتند ، جعفر ابن ابى طالب در آنزمان در سرزمين حبشه بود ، عقيل و طالب هم هنوز با اسلام مخالف بودند ، اگر -