محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
190
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
اصولى دينى ظواهر الفاظ را مىگيرند بدون اينكه توجه كنند فلسفه وجودى اصول دينى چيست و چرا احكام بدين شكل و صورت از طرف خداوند صادر شدهاند » « 1 » . رشيد رضا بر اين گفته شيخ محمد عبده حاشيهاى بدين صورت اضافه مىنمايد : « به اين گروه اهل حديث فرقهاى كه خود را وهابى مىنامند نيز اضافه مىشود » ما در فصل آينده گزيدههايى از عقايد وهابيت را كه از كتب معتبرشان بهدست آوردهايم مورد بحث قرار خواهيم داد و واضح خواهد شد كه وهابيها تا چه اندازه گرفتار جمود فكرىاند و تأويل « 2 » را كفر مىدانند به خاطر اينكه مستلزم تكذيب خدا و رسول او است .
--> ( 1 ) . رجوع كنيد به الاسلام و النصرانية ، شيخ محمد عبده : 97 چاپ هشتم . ( 2 ) . تأويل همان تفسير است ، همانطور كه در صحاح جوهرى آمده است : تأويل تفسير چيزى است كه شىء به آن برمىگردد . نگاه كنيد به الصحاح : « ماده اول » . راغب مىگويد : تأويل ، مشتق شده از اول است يعنى بازگشت به اصل ، موئل هم از همين ريشه گرفته شده و اشاره دارد به موضوعى كه به آن ارجاع داده مىشود . معناى لغوى تأويل عبارت است از بازگشت شىء به غايت موردنظر آن . علما تنها در صورت رعايت شروطى چند ، آيات و احاديث را تأويل مىكنند . 1 - معناى ظاهرى با معنايى كه عقل دريافت مىكند ، تناقض داشته باشد يا اجماع ، بر خلاف معناى ظاهرى باشد . 2 - لفظ برمعناى صحيح حمل مىشود . 3 - لفظ دربردارنده معنايى باشد كه به آن برمىگردد ، در يك كلمه ، در تأويل موردنظر شيعه دوازده امامى برگشت لفظ از معناى حقيقى به معناى مجازى ، باوجود قرينه منعى ندارد . مراجعه كنيد به مقدمه كتاب « عبقرية الفاطميين » عارف تامر اعظمى . -