محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

177

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

مىتوان ادعا كرد كلمه توحيد بر آن كشور حكومت مىكند . و چگونه مىتوان در يك كشور داعيه حكومت اسلامى داشت درحالىكه در آنجا عده‌اى روى تختهاى زرين و با ماشينهاى شيك و آخرين سيستم به خوشگذرانى و شب‌نشينى با زنان زيبا و طناز مىپردازند درحالىكه كمى آن طرفتر عده‌اى از فرط گرسنگى و فقر و فلاكت در رنج و سختى مىگذرانند . ما به هر گوشه‌اى از كشور عربستان نظر بيافكنيم در آن آثار ضعف ، ناتوانى ، عقب‌ماندگى و انحطاط به چشم مىخورد و نخستين چيزى كه توجه انسان را به خود جلب مىنمايد اختلاف طبقاتى فاحش و امتياز ثروتمندان و پولداران از ديگران است . در اين كشور افراد ثروتمند با سرمايه‌داران خارجى پيمانهاى اقتصادى بسته و برمعادن و منافع عمومى مسلط شده و افراد ضعيف و بينوا را به بردگى كشيده‌اند آنها بر عمر دموكراسى پايان داده و براى ادامه حكومت خود هرگونه آزادى را از مردم سلب نموده‌اند . در اين كشور فقر و تهيدستى به نهايت شدت و كثرت رسيده و با اينكه بيشتر از چهل سال « 1 » است كه وهابىها حكومت را به‌دست گرفته‌اند كمترين اقدامى هم براى رفع محروميت نكرده‌اند ، آنها فقط درآمدهاى سرشار نفت و معادن ديگر و سودى را كه از مسافرت حجاج به اين كشور

--> ( 1 ) . منظورش اين است كه وقتى اين كتاب را نوشت ، 40 سال از ظهور دولت وهابيه گذشته بود .